تاریخچه [ویرایش]

بنوشته Encyclopedia of Occultism and Parapsychology فراماسونری جنبشی سری در قرن هفدهم میلادی بوده‌است. در بریتانیا فراماسونری ترکیبی از نسخه بریتانیایی گنوستیک تا جنبش روسیکروسین (Rosicrucian)آلمان بوده‌است. هرچند این جنبش ریشه در آموزه‌های صنف معمار و ساختمان در قرون وسطی دارد، فرم مدرن فراماسونری ریشه در حالت بازیابی شده و راز آمیز گنوستیک در دوران موسوم به دوران پس از اصلاحات دارد. تاریخ افسانه‌ای ماسنری بدین سبب ساخته شده‌است تا از این جنبش در جو عدم تساهل مذهبی بریتانیا در آن دوران بریتانیای کبیر محافظت کند.[۱][۳] مدارکی موجود است که نشان می‌دهد که در اواخر قرن شانزده میلادی لژهای فراماسونری در اسکاتلند وجود داشته‌است.[۴]

سازمان [ویرایش]

بطور سنتی فراماسونری مبنایی لیبرال و دموکراتیک داشته‌است. قانون اساسی اندرسون(۱۷۲۳)، اساسنامه لژ فراماسونری انگلیس که به نوعی قدیمی ترین لژ مدرن فراماسونری است، تساهل مذهبی، وفاداری به نظام حاکم محلی و مدارای سیاسی را از مبانی یک ماسون ایده آل بر می‌شمارد. ماسون‌ها به یک قدرت برتر معتقد بودند و کتابی مقدس بسته به مذهب اعضای خود را بکار می‌بردند و این گروه همچنین سیاست حفظ اسرار در مورد مراسم خاص خود داشته‌اند.[۵] لژ اعظم و Grand Orients نهادهای مستقلی هستند که لژ ماسونی در کشور، استان یا منطقه جغرافیایی خاصی را اداره می‌کنند.[۶] فراماسونری دارای یک سیستم مدیریت فراگیر جهانی نیست و ارتباط بین فراماسونری‌های مختلف تنها توسط خود دو لژ انجام می‌شود.[۷]

فراماسونری جهانی به طور کلی به دو طریقه مخفی و علنی فعالیت می‌کند. بخش اعظم فعالیت‌های فراماسونری مخفی است و تشکیلات مخفی آن در دو سطح کلی، یعنی فراماسونری سه درجه‌ای و فراماسونری سی وسه درجه‌ای سازماندهی و اداره می‌شود. در آئین اسکاتی کهن، فراماسونری سه درجه‌ای تشکیلات پایه فراماسونری است که در اکثر کشورهای جهان شعبه دارد و شامل درجات اول، دوم و سوم است. بیشتر ماسون‌ها در همین سه پایه فعالیت می‌کنند. لژها تشکیلات عالی فراماسونری است. عضو ماسون پس از نیل به مرتبه استادی به درجات بالاتر ارتقا پیدا می‌کند. امور مربوط به درجات بالاتر، در طریقت‌های مختلف فراماسونری عنوان و القاب مخصوصی دارد ولی این اختلاف عنوانها مانع از آن نبوده که فراماسونری در سراسر عالم تشکیلاتی منسجم با مرکز جهانی واحد به حساب آید.

لژهای فراماسونری پایه در هر حوزه ماسونی زیر نظر یک یا چند لژ بزرگ منطقه‌ای تشکیل می‌شود. هر یک از این لژها بزرگ منطقه‌ای به نوبه خود به لژهای بزرگ دیگری که شعبه‌ای از مراکز جهانی ماسونی تلقی می‌شود. وابستگی دارد و به روش پذیرفته یکی از طریقت‌های رایج فراما سونری فعالیت می‌کند. درجات سی و سه گانه فراما سونری به شرح زیر است:


۱-کار آموزی ۲-کرایی ۳- استادی ۴-استاد محرم ۵-استاد کامل ۶-منشی محرم ۷-ناظم و قاضی ۸-مباشرساختمان ۹-برگزیده نه نفر ۱۰-برگزیده پانزده نفر ۱۱- بلند پایه برگزیده ۱۲-بزرگ استاد معمار ۱۳-طاق خسروی انوش ۱۴-شهسوار اسکاتلندی کمال ۱۵-شهسوار شمشیر یا شهسوار شرق ۱۶-شاهزاده اورشلیم ۱۷-شاهزاده شرق و غرب ۱۸- شهسوار مرغ ماهیخوار و عقاب شاهزاده با اقتدار رزکروای تورات ۱۹-بزرگ کاهن ۲۰-بزرگ استاد ارجمند ۲۱- ریش سفید عصر نوح ۲۲- شاهزاده لبنان ۲۳-رئیس پرستشگاه ۲۴-شاهزاده پرستشگاه ۲۵-شهسوار ابلیس بیباک ۲۶-شاهزاده رحمت ۲۷-فرمانده معبد ۲۸-شهسوار خورشید ۲۹- شهسوار اندروی مقدس با عقاب سفید ۳۰-بزرگ شهسوار منتخب قدس و شهسوار عقاب سیاه و سفید ۳۱- بزرگ بازرس فرمانده پی جوی ۳۲- شاهزاده بلند پایه رازشاهانه ۳۳-بزرگ بازرس کل

فعالیت‌ها [ویرایش]

هر چند فراماسونری معمولا به عنوان یک سازمان مخفی شناخته می‌شود، فراماسون‌ها معمولاً این تعریف را به چالش می‌کشند و سازمان خود را بیشتر یک سازمان خصوصی می‌نامند که تنها بعضی جنبه‌های این سازمان مخفی می‌باشد.[۸] معمولاً چنین تعبیری بیان می‌شود که در قرن بیست و یکم این سازمان از حالت یک انجمن سری خارج شده‌است و بیشتر «انجمنی با یک سری رازها است.»[۹]

دو سمبل پرگار و گونیا همیشه در لژهای فراماسونری وجود دارد. توصیفهای نمادینی برای این دو نشان وجود دارد. مانند: بر فعالیت خود با نیروی تقوا بیافزا"[۱۰]. هر چند از آنجایی که مرام فراماسونری دگماتیک نبودن است. هیچ تفسیر رسمی و عمومی برای این نشان وجود ندارد.[۱۱]

آموزه‌های اخلاقی فراماسونری بصورت آئین‌های نمادین آموزش داده می‌شود. داوطلب در سیستم فراماسونری با گرفتن مدرک‌هایی پیشرفت می‌کند.[۸] این مدارک و پیشرفت با کسب دانش وخودشناسی و دانش و درک در مورد رابطه فرد با دیگران و همچنین با نیروی برتر(بسته به درک شخصی داوطب از نیروی برتر). در کنار این آموزه‌ها، آموزه‌های فلسفی از طریق تحقیق داوطلب و بحث با شیوه‌نامه‌های لژ فراهم می‌آید.[۱۲]

نقش ماسونری در انقلابهای مهم معاصر [ویرایش]

با شعار «آزادی، برابری، برادری» فراماسون‌ها نقش بزرگی در انقلاب امریکا در سال‌های ۱۷۷۵-۱۷۸۳بر علیه استعمار انگلیس، در انقلاب کبیر فرانسه در سال ۱۷۸۹ برعلیه نظام اشرافی فرانسه داشتند. آنها حتی نقش پررنگ‌تری در جریان انقلاب مشروطه ایران در سالهای ۱۹۰۵ تا ۱۹۰۹ بر ضد نظام مطلقه سلطنتی و متحدان تزاری آنها داشتند.[۲] آموزه‌های فراماسونری نقش کلیدی در ایدئولوژی انقلاب امریکای جنوبی بر ضد استعمار اسپانیا به رهبری سیمون بولیوار داشت.

فعالیت‌های خیریه [ویرایش]

این انجمن بطور گسترده‌ای در فعالیت‌های خیریه و در زمینه خدمات اجتماعی فعال می‌باشد. در حال حاضر پول تنها از اعضای انجمن جمع آوری می‌شود و صرف امور نیکوکارانه می‌شود. فراماسونری به بسیاری از سازمان‌های خیریه غیر ماسونری، نهادهای محلی، ملی و بین المللی خیریه کمک‌های مالی قابل توجهی می‌کند.[۱۳][۱۴]

فراماسونری در ایران [ویرایش]

اولین فراماسونری در ایران به دوران ناصر الدین شاه قاجار برمی گردد. میرزا ملکم‌خان ناظم‌الدوله، نخستین انجمن نوین سیاسی اجتماعی ایران را در سال ۱۲۷۵ یا ۱۲۷۶ قمری بنیان نهاد و آن را فراموشخانه نامید. ریاست افتخاری انجمن که خود با اجازهٔ ناصرالدین‌شاه تأسیس شده بود، با شاه بود و اعضای آن از قشرهای متفاوتی بودند؛ مثلاً هم دانش‌آموختگان دارالفنون از طبقهٔ متوسط شهری بودند و هم کسانی چون شاهزاده جلال‌الدین میرزا. [۱۵] در دوره محمدرضا پهلوی برخلاف دوران رضاشاه با گسترش روابط سیاسی با غرب به خصوص انگلستان لژهای فراماسونری فراوانی در ایران تاسیس شد و نفوذ فراماسون‌ها در سیاست ایران به شدت گسترش یافت. هرچند هیچ یک از افراد سرشناس خانواده پهلوی دست کم به طور رسمی عضو هیچ لژ فراماسونری نبودند ولی بسیاری از رجال سیاسی، نخست وزیران، وزیران، نمایندگان مجلسین و فعالان سیاسی از فراماسون‌های سرشناس بودند. در ایران فراموشخانه توسط گروههای چپ گرا، مذهبی بنیاد گرا و ملی گرایان لیبرال به عنوان مامور مخفی انگلیس و صهیونیسم و در نتیجه عامل تمام بدبختی‌های ایران معرفی می‌شدند و این باعث تعطیل شدن و تحت تعقیب گرفتن اعضای این انجمن‌ها در بعد از انقلاب شد.[۲]

مخالفان فراماسونری و تئوری توطئه [ویرایش]

عقاید لیبرال جنبش فراماسونری باعث واکنش‌های مذهبیان و محافظه کاران، گروهای بنیادگرا، مذهبیان بنیادگرا و ملی گرایان شده‌است. ضدیت با نظام کشیشی مسیحیت باعث دشمنی کلیسای کاتولیک روم با فراماسونری شده‌است. همچنین منشا افسانه‌ای این جنبش(داستان معمار معبد سلیمان) باعث نفرت گروههای ضد یهود از فراماسونری شده‌است. حالت مخفی این جنبش و منشا بریتانیایی آن باعث شده‌است که چنین پنداشته شود که این جنبش ابزار توطئه انگلو-صهیونیست جهانی است. همچنین رژیم‌های دیکتاتوری مانند نازی‌ها و کشورهای کمونیستی نیز به سرکوب فراماسونری می‌پرداختند.[۲]


فراماسونری مخالفان و منتقدان بسیاری داشته‌است. بسته به زمان و موقعیت جغرافیایی این گروه‌ها هر یک انگیزه و دلیل‌های متفاوتی داشته‌اند. منتقدان فراماسونری را به سه دسته عمده زیر می‌توان تقسیم بندی کرد:

  • منتفدان مذهبی
  • منتقدان سیاسی
  • انتقادها براساس تئوری‌های توطئه[۱۶]

مخالفان مذهبی [ویرایش]

فراماسونری در طول حیات خویش متوجه انتقاداتی از جانب نهادهای دینی و ادیان قرار داشته‌است. آنان فراماسونری را بعنوان رقیبی برای دین می‌شناختند و یا فراماسونری را مصداق ارتداد می‌دانستند. فراماسونری از جانب این افراد و نهادها به انواع تئوری‌های توطئه متهم می‌شده‌است. این منتقدین فراماسونری را یک قدرت سری و شیطانی محسوب می‌کردند.[۱۷]

فراماسونری و مسلمانان [ویرایش]

بسیاری از مخالفت‌های مسلمانان ریشه در صهیونیسم‌ستیزی و یهودستیزی دارد. هم‌چنین دسته دیگری از مسلمانان منتقد فراماسونری، «دجال» را به فراماسونری پیوند می‌زنند.[۱۸] بعضی مسلمانان اعتقاد دارند که فراماسونری «منافع یهودیان» را دنبال می‌کند.[۱۹] به عنوان نمونه، ماده ۲۸ میثاق‌نامه حماس عنوان می‌کند که «فراماسونری از صهیونیسم دستور می‌گیرد».[۲۰]

مخالفان سیاسی [ویرایش]

مخالفان در ایران [ویرایش]

کتابها و نوشتارهایی در ایران توسط نویسندگان مذهبی، ملی گرایان، رادیکال و بنیادگرایان منتشر شده‌است. این دسته کتابها روش بیان تلخ ضد ماسونری اسماعیل رائین را دنبال می‌کنند که ماسون‌ها را به تمام انواع توطئه‌ها علیه کشور و ملت ایران متهم می‌کرد. تم تکراری این کتاب‌ها ارتباط فراماسونری به نظریه توطئه جهانی انگلیس-صهیونیسم است. هرچند این کتابها اطلاعات اندکی بر کارهای رائین می‌افزایند.[۲] مرام اشراف منشی و مخفیانه آنها باعث بروز افسانه‌هایی در مورد دست‌های پشت پرده فراماسونها و توطئه در مورد آنها شده بود. در دوران پس از انقلاب کتابها و مقالات زیادی چاپ شد و در آنها فراماسونها مسئول همه گونه توطئه علیه ایران و جوامع اسلامی معرفی شدند.[۲]

فراماسونری در آلمان نازی [ویرایش]

آثار به جا مانده از اداره امنیت رایش نشانگر تعقیب فراماسون‌ها در دوره حکومت حزب نازی بر آلمان است.[۲۱] مدارک کتبی که تحت نظر دکتر فرانتس سیکس تهیه می‌شدند در کنار سیاست‌های ضد یهودی، شامل کدهای ضد ماسونی نیز بودند. این مدارک سیاست‌های ایدیولوژیک حکومت نازی را تبیین می‌نمودند. اگر چه آمار دقیقی از قربانیان فراماسون حکومت آلمان نازی در دسترس نیست اما تخمین زده می‌شود که بین ۸۰٬۰۰۰ تا ۲۰۰٬۰۰۰ نفر به جرم عضویت در سازمان‌های فراماسونری جان خود را از دست داده‌اند. زندانیان فراماسون در اردوگاه‌های کار اجباری مخصوص زندانیان سیاسی نگهداری می‌شدند. علامت مشخصه این زندانیان مثلث قرمز رنگی بود که بر روی پیراهن آنها دوخته شده بود.[۲۲]

فراماسونری یا فراموشخانه جمع کانون‌های برادری گسترده‌ای در جهان است. این کانون‌ها ریشه‌های بسیار کهنی در اروپای غربی دارند. فراماسونری دارای یک سیستم مدیریت فراگیر جهانی نیست و ارتباط میان فراماسونری‌های گوناگون تنها توسط خود دو لژ انجام می‌شود. واژه فراماسونری احتمالا از freestone mason به معنی بنّای آزاد در انگلیسی و یا franc mason به معنای بنّای فرانسوی در فرانسوی گرفته شده.. کسی که عضو فراماسونری است فراماسون یا ماسون نامیده می‌شود، و ساختمانی که مرکز فعالیت ماسون‌هاست لژ نامیده می‌شود.

فراماسونری در ابتدا جنبشی لیبرال بوده‌است که مبتنی بر باز تولید اندیشه‌های گنوستیک در دوران پس از اصلاحات در اروپا بوده‌است.[۱] فراماسون‌ها با شعار «برابری، مساوات، برادری» نقش بزرگی در انقلاب‌های بزرگ معاصر مانند انقلاب امریکا بر علیه استعمار انگلیس، انقلاب کبیر فرانسه، انقلاب مشروطیت ایران [۲] و جنبش انقلابی بر ضد استعمار اسپانیا در امریکای جنوبی داشته‌است.

عقاید لیبرال جنبش فراماسونری باعث واکنش‌های مذهبیان و محافظه‌کاران، گروه‌های بنیادگرا، مذهبیون بنیادگرا و ملی‌گرایان شده‌است. همچنین مخالفت با نظام طبقاتی کشیشی مسیحیت، باعث دشمنی کلیسای کاتولیک روم با فراماسونری شده‌است. این گروه‌ها فراماسونری را جنبشی الحادی و شیطانی معرفی می‌کنند.[۲]

همچنین اعتقاد برخی‌ها به داستان معبد سلیمان باعث نفرت گروههای ضد یهود از فراماسونری شده‌است. حالت مخفی این جنبش و من

فراماسونری یا فراموشخانه جمع کانون‌های برادری گسترده‌ای در جهان است. این کانون‌ها ریشه‌های بسیار کهنی در اروپای غربی دارند. فراماسونری دارای یک سیستم مدیریت فراگیر جهانی نیست و ارتباط میان فراماسونری‌های گوناگون تنها توسط خود دو لژ انجام می‌شود. واژه فراماسونری احتمالا از freestone mason به معنی بنّای آزاد در انگلیسی و یا franc mason به معنای بنّای فرانسوی در فرانسوی گرفته شده.. کسی که عضو فراماسونری است فراماسون یا ماسون نامیده می‌شود، و ساختمانی که مرکز فعالیت ماسون‌هاست لژ نامیده می‌شود.

فراماسونری در ابتدا جنبشی لیبرال بوده‌است که مبتنی بر باز تولید اندیشه‌های گنوستیک در دوران پس از اصلاحات در اروپا بوده‌است.[۱] فراماسون‌ها با شعار «برابری، مساوات، برادری» نقش بزرگی در انقلاب‌های بزرگ معاصر مانند انقلاب امریکا بر علیه استعمار انگلیس، انقلاب کبیر فرانسه، انقلاب مشروطیت ایران [۲] و جنبش انقلابی بر ضد استعمار اسپانیا در امریکای جنوبی داشته‌است.

عقاید لیبرال جنبش فراماسونری باعث واکنش‌های مذهبیان و محافظه‌کاران، گروه‌های بنیادگرا، مذهبیون بنیادگرا و ملی‌گرایان شده‌است. همچنین مخالفت با نظام طبقاتی کشیشی مسیحیت، باعث دشمنی کلیسای کاتولیک روم با فراماسونری شده‌است. این گروه‌ها فراماسونری را جنبشی الحادی و شیطانی معرفی می‌کنند.[۲]

همچنین اعتقاد برخی‌ها به داستان معبد سلیمان باعث نفرت گروههای ضد یهود از فراماسونری شده‌است. حالت مخفی این جنبش و منشا بریتانیایی آن باعث شده‌است که چنین پنداشته شود که این جنبش ابزار توطئه انگلو-صهیونیست جهانی است. همچنین رژیم‌های دیکتاتوری مانند نازی‌ها و کشورهای کمونیستی نیز به سرکوب فراماسونری می‌پرداختند.[۲]

حجم عظیمی از نوشته‌های موجود در مورد فراماسونری موجود است که به چهار هزار کتاب و هزاران مقاله می‌رسد. با این همه بیشترین این نوشتارها به صورت افراطی نگارش شده‌اند: یا بی قید و شرط از فراماسونری دفاع می‌کنند و یا آنها را فرصت طلب و عامل انواع شا بریتانیایی آن باعث شده‌است که چنین پنداشته شود که این جنبش ابزار توطئه انگلو-صهیونیست جهانی است. همچنین رژیم‌های دیکتاتوری مانند نازی‌ها و کشورهای کمونیستی نیز به سرکوب فراماسونری می‌پرداختند.[۲]

حجم عظیمی از نوشته‌های موجود در مورد فراماسونری موجود است که به چهار هزار کتاب و هزاران مقاله می‌رسد. با این همه بیشترین این نوشتارها به صورت افراطی نگارش شده‌اند: یا بی قید و شرط از فراماسونری دفاع می‌کنند و یا آنها را فرصت طلب و عامل انواع

فمينيسم اسلامي


الف- فمینیسم اسلامی شکلی از فمینیسم است که هدف آن برابری کامل همه مسلمانان اعم از زن و مرد در زندگی خصوصی و عمومی است. این اصطلاح در اواخر دهه 1990 در پاسخ به رشد محافظه کاری سیاسی اسلامی در کل جهان اسلام ابداع شد. فمینیست های مسلمان برای متمایز کردن آموزش های عمیقا ریشه دار برابری در قرآن و تقویت پرسش از تفاسیر مردسالارانه از اسلام به سوی ایجاد یک جامعه عادلانه و برابر تر تلاش میکنند.
ب- تاریخ و ظهور فمینیسم اسلامی: ریشه های جنبش مذکور در اواخر قرن نوزدهم قرار دارد. حقوقدان مصری، قصیم امین، نویسنده کتاب آزادی زنان (تحریر المرء) در 1899 که اغلب به عنوان پدر جنبش فمینیستی مصری توصیف میشود، از پیشگامان این عرصه است. امین در کتابش برخی از اعمال رایج در جامعه زمان خویش - چند همسری، چادر و جدایی دو جنس- را نقد میکند. او این امور را به عنوان احکام غیر اسلامی و متناقض با روح حقیقی اسلام محکوم میکند. کتاب امین نفوذ عظیمی در جنبش های سیاسی زنان در سراسر جهان اسلام و عرب گذاشت و امروز نیز خوانده و مورد استناد قرار میگیرد. اما زنانی که در انتقاد فمینیستی از جوامع خودشان بر امین مقدم باشند کمتر شناخته شده اند.
شاید مبارزه زنان در هند درباره نگرانی از مسائل بسیار اولیه در1892را بتوان بر قصیم امین مقدم دانست. البته زنان و مردان مصری، ترکیه ای، ایرانی، سوری و لبنانی مجلات فمینیستی اروپایی را حتی یک دهه زودتر می خواندند و از ارتباط آنها با خاورمیانه در نشریات عمومی بحث می کردند،آنزمان فمینیسم اسلامی به وسیله دانشمندان اسلامی، ای بسا رادیکال تر از فمینیسم سکولار تعریف می شد و با گفتمان اسلام در قرآن، به عنوان متن محوری، استحکام می یافت. در دوره معاصر مفهوم فمینیسم اسلامی ، با گروه های اسلامی که برای جلب حمایت اجتماعی تلاش میکنند و کوشش زنان مسلمان تحصیل کرده برای شرح نقش زن در اجتماع بیشتر رشد کرده است.
تاریخ و موفقیت بالقوه چنین جنبشی قابل بحث است چراکه بازگشت به قرآن که همواره درجه ای از احترام را برای زنان به رسمیت شناخته است در مقایسه با تاکید قرآن بر برتری مردان، حقوق مالکیت و احترام به مردان غالبا امری فرعی به نظر می رسد. ظهور فمینیسم در جهان اسلام همچنین با ظهور نفوذ غربی و کوشش سیاسی و اقتصادی برای هم ردیف شدن با قدرت های غربی و ترویج ایده های غربی مانند حق رای عمومی، حقوق برابر و دسترسی به آموزش همگانی همراه بود.
ج- قوانین خصوصی مسلمانان و فمینیسم اسلامی: یکی از حوزه های مهم مطالعه و مبارزه برای فمینیست های مسلمان در بخشهای گوناگون جهان قوانین فردی مسلمانان است. ام پی ال* شامل سه حوزه اصلی قانون یعنی ازدواج، طلاق و ارث است.
کشورهایی با کثریت اسلامی که ترویج کننده برخی اشکال ام پی ال هستند شامل عربستان سعودی، افغانستان، پاکستان، لیبی، سودان، سنگال، تونس، مصر، اندونزی و بنگلادش هستند.کشورهای با اقلیت مسلمان که روش ام پی ال را به کار میگیرند یا علاقمند به بکار بردن آن هستند شامل هند و افریقای جنوبی می باشند.
بطور کلی فمینیست های مسلمان به قانونگذاری ام پی ال در بسیاری از این کشورها معترضند. برخی فمینیست های اسلامی خواستار اصلاح ام پی ال بر اساس قرآن و سنت هستند . این فمینیستهای اسلامی برای گسترش روایتی موافق با زنانگی از ام پی ال تلاش کرده اند. دیگر فمینیست های مسلمان به ویژه در کشورهای اقلیت مسلمان که دولت های دموکراتیک دارند استدلال میکنند که ام پی ال نباید اصلاح بشود بلکه باید مردود اعلام شود و اینکه زنان مسلمان باید در عوض از قوانین مدنی دولتها کمک بخواهند. برای اغلب فمینیست های مسلمان موضوعات مورد اعتراض در ام پی ال چنین تدوین شده است :
چند همسری، طلاق، سرپرستی فرزندان و مالکیت زناشویی. همچنین مسائل مهمتری که پیشفرض چنین قانونگذاری هستند مانند سروری مرد در خانواده است نیز مورد اعتراض آنهاست.

د- سپهر های جنسی: به رغم وضعیت تابویی که سکس و سکچوالیته در بسیاری از جوامع مسلمان دارد برخی قرآن پژوهان استدلال کرده اند که خود قرآن بطور آشکار و مثبت از این مسائل بحث میکند. قرآن انسان ها را به عنوان موجودات جنسی می شناسد و محمد(ص) از شیرینی آمیزش سخن گفته است. در سوره های قرآن همجنس بازی ممنوع اعلام شده است و به خصوص در سوره لوط به این امر اشاره شده است. سوره یازدهم آیات 69-83 و سوره بیست و نهم آیات 28-35) سوره های قرآن به نظر می رسد که بطور مشخص به هم جنس بازی مذکر اشاره دارند. برخی مفسران معاصر تلاش میکنند در تفسیر متون قوانینی برای طیف گسترده تری از روابط جنسی علاوه بر ناهم جنس خواهی بیابند که البته با مقاومت جوامع مسلمان مواجه شده اند.
MPL : Muslim Personal Law1-ش
ش-2در آیات 32 و 33 سوره عنکبوت به همسر لوط هم اشاره شده است که چون از گناهکاران بود گرفتار عذاب الهی شد و این مسئله نشان میدهد که در قرآن هرگونه همجنس خواهی انحراف تلقی میشود.
ش-3این مطلب ترجمه و تلخیص «فمينيسم اسلامي» از دانشنامه آزاد ویکی پدیا است که اصل مقاله، ارجاعات آن و منابع بیشتر را میتوانید اینجا ببینید.

واژه فمینیسم از كلمه لاتین Femina یعنی جنس زن گرفته شده است. و در قرن نوزدهم برای توصیف زنانه شدن بدن مرد یا توصیف زنانی كه خصوصیات مردانه داشته‌اند؛ استفاده می‌شده است. اما در قرن بیستم این مفهوم تغییر كرد و از آن به بعد به جنبش فكری یا نظریه‌ای گفته می‌شود كه معتقد است زنان به علت جنس خود در طول تاریخ به فرودستی كشیده شده‌اند و تحت تبعیض‌های گوناگون قرار گرفته‌اند.
توصیف‌های پذیرفته شده از فمینیسم را می‌توان این گونه بیان كرد:
الف- فمینیسم نظریه‌ای است مبتنی بر برابر كردن حقوق زنان با مردان در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی.
ب- فمینیسم جنبش سازمان یافته‌ای است جهت دستیابی به این حقوق.
ج- فمینیسم رسمیت دادن به تقاضای زنان در جامعه‌ای به عنوان یك گروه و نیز رسمیت دادن به نظریه‌ای ارائه شده توسط زنان است.
د- فمینیسم نظریه‌ای است كه بر ضرورت تغییرات وسیع جهت افزایش قدرت زنان تأكید می‌كند.
خانم لرنر محقق سرشناس فمینیست در تعریف فمینیسم ما را به دو مفهوم «حقوق زنان» و مسئله «رهایی» (Fmancipation) ارجاع می‌دهد. او می‌گوید: فمینیسم جنبشی است با هدف تحقق بخشیدن به حقوق برابر زنان با مردان در تمامی عرصه‌های زندگی اجتماعی و تضمین دستیابی آنها به همگی حقوق و امكاناتی كه مردان در بخش‌های مختلف اجتماع از آنها برخوردارند. این می‌تواند به این معنا باشد كه جنبش زنان برای حقوق شهروندی مبارزه می‌كند كه عمدتا یك هدف رفرمیستی تلقی می‌شود.
جنبش «سافرجت‌ها» در قرن نوزدهم را كه برای چنین حقوقی مبارزه كردند؛ می‌توان به عنوان مثال ذكر كرد:
- واژه‌ رهایی یا Emancipation به معنای آزادی از قیدها و محدودیت‌هایی است كه صرفا به خاطر جنسیت (gender) بر سر راه زنان گذاشته شده است. رهایی به معنای برخورداری از حق تصمیم‌گیری و خود مختاری زن است.
- رهایی از قید و بندهای معمول به لحاظ جنسیت، آزادی از محدودیت‌هایی است كه بر اساس استدلال بیولوژیك در عرصه‌های اجتماعی بر زنان اعمال می‌شود.
- آزادی در تصمیم‌گیری به معنای این است كه آزاد باشیم تا هدفمان را خود معین و نقش اجتماعی خود را مشخص كنیم و آزاید آن را داشته باشیم تا در مورد بدن خود تصمیم بگیریم.
- خودمختاری به معنای این است كه به موقعیت اجتماعی خود، با كار و تلاش فردی خود دست یابیم و نه به خاطر تعلقات خانوادگی و یا از طریق ازدواج.
- خودمختاری به معنای استقلال مالی و آزادی در انتخاب شیوه زندگی است. خودمختاری تمامی این موراد را شامل شده و تحول رادیكال ارزش‌ها، نظریه‌ها و جامعه را ایجاد می‌كند.
- سیمون دوبووار فمینیسم را به طور كلی به معنای فعالیت و مبارزه در راه خواسته‌های زنان می‌داند.
ماری لوئیزه جانسون فمینیسم را مبارزه علیه sexism یعنی سوء استفاده از جنس زن در اجتماع و یا مبارزه علیه آن می‌داند.
برخی از زنان رادیكال‌تر، درك‌شان از فمینیسم در هم شكستن سیستم پدرسالارانه به مثابه سیستم موجود و برانداختن تقسیم كار بر حسب جنسیت به ویژه در خانواده است.
نظرات و دیدگاه‌های مختلفی در میان فمینیست‌های جهان وجود دارد. به این علت از دهه ۱۹۸۰ میلادی به جای فمینیسم، از واژه‌ای «فمینیسم‌ها» استفاده می‌شود. به این معنی كه اگر چه همه فمینیست‌ها، نسبت به رفع هر گونه تبعیض‌ جنسیتی متعهد هستند، اما رهیافت‌های فلسفی و سیاسی و شیوه‌های مبارزاتی جهت محور تبعیض جنسیتی یكدست نیست و دیدگاه‌های متنوعی وجود دارد. اما همین تنوع گفتمامن فمینیستی باعث غنای فمینیسم و عامل انسجام و پایدایر این تفكر شده است و امروزه تأثیرات مبارزات فمینیستی در سیاستگذاری‌ها و برنامه‌ریزی ها در سطح ملی و بین‌امللی به وضوح دیده می‌شود.
در پایان باید گفت كه هدف اصلی فمینیسم مبارزه علیه نقش از پیش تعیین شده برای زن از سوی اجتماع است. هدف اصلی دست یافته به شخصیتی است كه سمتگیری به سوی ارزش‌های مردانه و شیوه‌ رفتار مردانه را سرمشق خود قرار نمی‌دهد.

ایام فتنه ی سال 88 بود که ما به همراه خانواده به مناسبت دهه اول محرم به مسجد جامع شهرمان رفته بودیم. در شهر ما آشوبی به پا شد و مردم وحشت زده به خانه هایشان رفتند. آن شب خیلی گریه کردم و حالم اصلا خوب نبود. دنبال راه چاره می گشتم. از یکی از دوستانم کمک خواستم. او هم راه حلی گفت: "برای شهیدی که ارادت خاصی داری نامه ای بنویس." بدون معطلی نوشتن نامه را آغاز کردم خلاصه متن نامه از این قرار است: سلام شهید زین الدین ...
آقا دلم تنگ برات قربون اون صحن و سرات
آقا دلم تنگ برات قربون اون صحن و سرات
حتما از وضع موجود مملکت خبر داری .. میدونی به آقا توهین کردن.. شعار ضد نظام و ضد دین دادن.. بسیجی ها رو زدند؟ می خوام فریاد بزنم .. جوری که همه بشنون، فریاد بزنم بگم من آقا رو دوست دارم من حامی آقام .. شما حق ندارید به آقا توهین کنید.. می خوام فریاد بزنم تا همه ی عالم بشنون و اون شیعه ها به پا خیزند و به حمایت از آقاشون بیان.. نمی خوام مردم دست رو دست بذارن تا ریشه ی ظلم و فساد قوی تر بشه و جرئت اونا بیشتر بشه تو جسارت کردن.

می خوام خدمتگزار اسلام و مسلمین بشم یه جان ناقابل بیشتر ندارم اونم می خوام در راه خدا فدا کنم می خوام سرباز آقا باشم ... خالصانه ی خالصانه کمکم کن کمکم کن کمکم کن... می خوام اون دنیا پیش خدا و اجدادم و شهدا رو سفید باشم. قسمت میدم کمکم کن... حالا نامه ام را به کدوم آدرس پست کنم؟ چه جوری جوابمو میدی؟ اصلا جوابمو میدی یا نه؟ منتظر جوابت هستم... فقط جان دختر عزیزت جوابمو بده. ۳/۱۰/۱۳۸۸ مصادف با شب هشتم محرم 1430قمری.


جواب نامه ام را در تاریخ ۵/۱۰/۱۳۸۸گرفتم. نزدیکی های نماز صبح بود که خواب شهید زین الدین رو دیدم. توی عالم خواب همسر شهید زین الدین هم حضور داشتند و شهید عزیز به بنده و همسرشان خطاب کردند که "دفاع را بگذارید به عهده ی ما " و این جمله را چندین مرتبه تکرار کردند.

منبع: نویسنده وبلاگ در رکاب یار

اوران رهبر

زمان وضع حملم نزدیک بود و همسرم نیز عازم منطقه.

نگران و آشفته راهش را سدکردم وگفتم: در نیودنت  من و پنج بچه ی قد و نیم قد را به که می سپاری؟ با آرامشی تزلزل ناپذیر گفت: به خدا. با التماس گفتم: تا تولد فرزندمان بمان، بعد برو. سر به زیر انداخت و سکوت کرد.

نیمه شب با صدای گریه اش بیدار شدم، برسجاده اش نشسته بود و با خود زمزمه ای غم آلود داشت. وقتی مرا دید شتاب زده اشک هایش را پاک کرد و پرسید: درد داری؟

سوالش را با سوالم پاسخ دادم: چرا گریه می کنی؟ در سکوت تسبیحش را به بازی گرفت. اصرار کردم، گفت: ساعتی قبل امام خمینی رحمه الله علیه را به خواب دیدم، به من فرمودند: می خواهی دست از یاری ما برداری؟ گفتم: هرگز، فقط تا زمان وضع حمل همسرم این جا می مانم و بعد به منطقه می روم. به نرمی فرمودند: تو برو ما کمکت می کنیم.

و این چنین بود که رضایت دادم برود.

«روایت عشق، سیمین وهاب زاده مرتضوی ص71،راوی همسر شهید محمد تقی چهار محالی»

در عمليات20 شهريور، در جزيره ي مجنون حدود هفت ساعت با شرايطي سخت در آب شنا كرديم.
قبل از آن كه قدم به خشكي بگذاريم، شهرام نوروزي؛ جمعي لشكر انصار الحسين علیه السلام زير لب زمزمه كرد: «يا ابالفضل العباس! يك نسيم خنك».
هنوز چند لحظه از دعاي شهرام نگذشته بود كه لطف حضرت اباالفضل در قالب يك نسيم خنك، جسم و جانمان را صفا بخشيد.
اين نسيم تا حد زيادي باعث خنك شدن بچه ها و كاهش بخشي از گرما و سختي عمليات شد.
علاوه بر اين كه باعث تكان خوردن ني هاي اطراف مسير شد كه با ايجاد سر و صدا راحت تر مسير را طي كنيم.
او اين دعا را براي ما كرد و براي خودش چيز ديگري خواست. ما اين موضوع را وقتي متوجه شديم كه نسيم شهادت، روح بلندش را تا آسمان بالا برد! 

«هفته نامه ي پرتو سخن/ش370»

بسیج

روز وشب ما اگر جهنم گردد.

شخصیتمان ترور دما دم گردد.

ما بسیجیان نمیگذاریم حتی

یک مو ز سر خامنه ای کم گردد.

                           محرم و عاشورا

* محرم ماهي است كه عدالت در مقابل ظلم و حق در مقابل باطل قيام كرده ، و به اثبات رسانده است كه در طول تاريخ ، هميشه حق بر باطل پيروز شده است.


* محرم ماهي است كه به وسيله سيد مجاهدان و مظلومان اسلام زنده شده ،  و از توطئه عناصر فاسد و رژيم بني اميه،  كه اسلام را تا  لب پرتگاه برده بودند ، رهايي بخشيد.


* اين خون سيد الشهدا است كه خونهاي همه ملت هاي اسلامي را به جوش مي آورد .

* ماه محرم براي مذهب تشيّع ماهي است كه پيروزي، در متن فداكاري و خون به دست آمده است.


* محرم ماه نهضت بزرگ سيد شهيدان و سرور اولياي خداست، كه با قيام خود در مقابل طاغوت، تعليم سازندگي و كوبندگي به بشر داد، وراه فناي ظالم و شكستن ستمكار را به فدايي دادن و فدايي شدن  دانست. واين خود سرلوحۀ تعليمات اسلام است براي ملتها تا آخر دهر.


* با حلول ماه محرم، ماه حماسه و شجاعت و فداكاري آغاز شد.ماهي كه خون بر شمشير پيروز شد.ماهي كه قدرت حق، باطل را تا ابد محكوم ‍«و داغ باطله » بر جبهه ستمكاران و حكومتهاي شيطاني زد. ماهي كه به نسل ها در طول تاريخ ، راه پيروزي بر سر نيزه را آموخت.ماهي كه شكست ابر قدرتها را در مقابل كلمه حق، به ثبت رساند.ماهي كه امام مسلمين ، راه مبارزه با ستمكاران تاريخ را به ما آموخت.


* سيد الشهدا را كشتند، اسلام ترقي اش بيشتر شد.


* سيدالشهدا _سلام الله عليه_ با همه اصحاب و عشيره اش قتل عام شدند،لكن مكتبشان را جلو بردند.


* شهادت حضرت سيدالشهدا مكتب را زنده كرد .


* زنده نگه داشتن عاشورا ، يك مسأله بسيار مهم سياسي _ عبادي است.

پس از فروپاشي شوروي سابق و نظام كمونيستي و سوسياليستي، سران غرب به ويژه آمريكايي ها با ادعاي تك الگوبودن نظام سرمايه داري تلاش كردند تا حاكميت خود بر جوامع غربي و سپس سراسر جهان را اجرايي سازند. پس از دو دهه مردم غرب دريافته اند كه اين ادعا نه تنها كارايي نداشته، بلكه صرفاًبراي اعمال ديكتاتوري حاكمان بر آنها بوده است كه موجب شده، آنها حاكميت طبقه اي محدود بر سراسرجامعه را بپذيرند.

مقام معظم رهبری :

مردم آمريكا در واقع به حاكميت اقليت يك درصدي بر اكثريت نود و نه درصدي  معترض هستند كه ماليات و پول مردم آمريكا را هزينه براه انداختن جنگ در افغانستان و عراق و حمايت از رژيم صهيونيستي ميكنند.

ممكن است حكومت آمريكا با شدت عمل، اين جنبش اعتراضي را سركوب كند اما نمي تواند ريشه هاي آن را از بين ببرد.

ريشه هاي اين حركت در آينده آن چنان گسترش خواهد يافت كه نظام سرمايه داري آمريكا و غرب را زمين خواهد زد.

جنبش وال استریت  چیست؟

جنبش " وال استریت را اشغال کنید " ، متاثر از اوضاع نامساعد کنونی آمریکا است و به سرعت در میان برخی گروه های سیاسی و اجتماعی جا باز کرده است . اولین نشانه ظهور این جنبش به روز 17 سپتامبر باز می گردد که تعدادی از فعالان در برابر ساختمان بورس اوراق بهادار نیویورک در خیایان وال استریت تجمع کردند و اعلام کردند تا زمانی که به خواسته هایشان رسیدگی نشود ، به تجمع خود پایان نخواهند داد .  خواسته‌هایی که گستردگی آنها از بیمه تامین اجتماعی هست تا پایان بخشیدن به جنگ‌های آمریکا در جهان و ایجاد شغل برای جوانان. آنچه که این خواسته‌های گوناگون را به هم وصل کرده، این است که این گروه‌ها اعتقاد دارند مدیران مالی در وال استریت هستند که مسبب همه این مشکلات هستند.

و در این میان:

بازارهاي بورس آمريكا و اروپا  با سقوط ناگهاني ارزش سهام، شوك تازه اي را در كنار ضرر 800 ميليارد دلاري تجربه كردند. اين اتفاق با وجود مجوز كنگره براي افزايش دو هزار و چهارصدميليارد دلاري سقف بدهي هاي دولت آمريكا رخ داد. قرار بود مصوبه كنگره، آرامش را به اقتصاد آمريكا و اروپا برگرداند اما چنين نشد و سرمايه گذاران نتوانستند اطمينان خود به بهبود وضعيت اقتصادي آمريكا را احيا كنند. آنها منطبق با آمار اقتصادي، كاهش نرخ رشد و بازگشت ركود 2سال پيش را پيش بيني مي كنند. از نگاه تحليل گران اقتصادي و سرمايه گذاران، اقتصاد ايالات متحده اكنون تنه به تنه اقتصاد ورشكسته يونان مي زند كه به واسطه حمايت هاي مالي (اعانه) ديگر كشورها سرپا مانده است. در بحران 2سال پيش، با انتقال بدهي شركت هاي خصوصي بزرگ به دولت و پرداخت بدهي كلان سرمايه داران از خزانه عمومي، بيماري موقتاً تسكين يافت اما اكنون آن عارضه با ابعادي بزرگ تر و اين بار از درون دولت سر برآورده است.

حالا دولت آمريكا بدهكارترين دولت دنياست، آمريكا در دور باطل بدهي ها افتاده و با شعبده بازي هايي نظير افزايش سقف بدهي ها تا مرز 7/16 تريليون (16هزار و هفت صد ميليارد) دلار، اعلام رسمي ورشكستگي را به تأخير مي اندازد. آيا با كاغذبازي و صورت سازي دروغين كنگره مي شد آرامش را به وال استريت نيويورك و ساير بازارهاي مهم برگرداند؟
پاسخ بازار مطلقاً منفي بود. با وضع پیش آمده  اعتراضهای مردمی شکل گسترده ای به خود گرفت هر چند كه در گذشته نيز اين اعتراض هایی صورت گرفته بود، امااعتراض هاي اخير داراي ويژ گي هاي خاصي بود كه در گذشته مشاهده نشده است. محور قرار گرفتن منطقه وال استريت به عنوان مركز فرماندهي نظام سرمايه داريو صاحبان ثروت و قدرت به عنوان محل تجمع اعتراض كنندگان، گسترش دامنه اعتراض هابه اكثر مناطق آمريكا، تأكيد مردم به اصل الگوگيري از قيام هاي مردمي در كشورهاي عربي و اسلامي ، تبديل اعتراض هاي مردمي از بعد اقتصادي به مقابله با نظام سرمايه داري با اصل 99 درصد در برابر يك درصدثروتمند، انسجام سراسري مردم به جاي تمركز ايالتي و ... از جمله ويژگي هاي اين حركت است. گسترد گي اين اعتراض ها سوالات بسياري در اذهان تداعي كرده است. ريشه اين اعتراض ها چيست؟ خواست و مطالبه اصلي مردم چه مي باشد؟ چرا محافل رسانه اي و سياسي غرب به دنبال سانسور حقايق آن مي باشند؟ تأثير اين تحولات بر آينده آمريكا ونظام سرمايه داري چه خواهد بود؟ از جمله اين سوالات است كه در نوشتار ذيل به اختصار به آن پرداخته مي شود

ريشه هاي قيام مردمي وال استریت:

در باب دلايل و رويكرد مردمي به انجام اعتراض هاي سراسري عليه نظام سرمايه داري در آمريكا كه در قالب جنبش تسخير وال استريت آغاز و با عناوين ديگر در ساير شهرها گسترش يافته، ديدگاه هاي مختلفي مطرح مي شود. برخي، تغييرات در ساختار فرهنگي و دروني جامعه آمريكا و برخي فوران ناهمگوني اجتماعي را مطرح مي كنند، برخي بر شرايط اقتصادي حاكم بر كشور و افزايش روز افزون فقر و گرسنگي و نياز 46 میلیون آمريكايي به كمك هاي دولتي را اولويت دانسته اند، برخي گسست ميان مردم و دولتمردان آمريكا را دليل اعتراض هادانسته و برخي نيز سياست خارجي و نارضايتي مردم از جنگ طلبي هاي دولتمردان و تزلزل موقعيت جهاني آمريكا را دليل اين اعتراض ها عنوان كرده اند. برخي نيز اين اعتراض ها را ادامه سياست هاي جدايي طلبانه برخي ايالت ها مانند تگزاس و ويسكانسين مي دانندكه در ماه هاي اخير، مطالبات جدايي طلبانه خود را تشديد كرده اند و اكنون در قالب اعتراض هاي سراسري ادامه مي دهند. برخي نيز بر افزايش فقر در جامعه و فاصله شديدطبقاتي تأكيد دارند، چنانكه مردم در شعار خود تأكيد دارند كه ما،99 درصد فقير در برابر يك درصدثروتمند مي باشيم. با توجه به ديدگاه ها و نظريه هاي مطرح شده و سيرتحولات سياست داخلي و خارجي آمريكا در چند دهه اخير،ريشه هاي شكل گيري جنبش وال استريت وسقف مطالبات مردم آمريكا كه البته برخي از آنها با مطالبات مردم اروپا يكسان است، در چند محور قابل بررسي مي باشد.

اعتراض به خروج از چارچوب ها:

بررسي تاريخي آمريكا نشان مي دهد كه ريشه اصلي ايجاد ايالات متحده و پذيرش تشكيل آن از سوي ايالت هاي مختلف، رسيدن به رفاه سراسري و به نوعي همگرايي ميان مردم ودولتمردان بود. در ساختار تعريفي آنها مردم و دولتمردان در كنار يكديگر براي رسيدن به جامعه آرماني نظير؛ رفاه سراسري، ترويج برابري و آزادي در داخل آمريكا و عرصه بين الملل و.... تلاش مي كردند. اين امر چنان نمود داشته كه ايالت ها هنگام پيوستن به ايالات متحده در قرن هفدهم از شروط ادامه پيوست به ايالات متحده را توانايي دولت فدرال در تأمين نيازهاي مردمي و همراهي آن با خواسته هاي مردم عنوان كرده اند. هر چند كه اين اصول به صورت كج دار و مريز در گذشته اجرا شده، امادر چند دهه اخير مشاهده مي شود كه ساختارسياسي آمريكا به مرور از اين امر عدول كرده و از رويكردهاي مردمي فاصله گرفته است. ساختار سياسي و اقتصادي آمريكا نشانگر آن است كه سياستمداران شامل سناتورها ونمايندگان كنگره، فرمانداران و صاحبان قدرت در بخش هاي مختلف ايالتي دركنار سران كاخ سفيد به جاي رويكردهاي مردمي در كنار صاحبان ثروت قرار گرفته و در نهايت به حاميان ومجريان خواست هاي ثروتمندان مبدل شدند، چنانكه مردم آمريکا در شعارهاي خود تأكيد دارند كه دولتمردان صرفاً حامي يك درصدجامعه كه شامل ثروتمندان است، مي باشند و 99 درصد ديگر سهمي از ساختار سياسي و اقتصادي كشورشان ندارند. تأكيدبر اموري مانند حذف وال استريت به عنوان مركز سرمايه داريدر آمريكا و حتي نظام سرمايه داري در جهان،تأكيد بر عدم پذيرش نظام دو حزبي جمهوريخواه و دموكرات و معرفي آنها به عنوان دست نشاندگان مشترك نظام سرمايه داري، اصراربر لزوم قطع كمك هاي دولتي به صاحبان ثروتو ... از نشانه هاي بيزاري مردم از وابستگي دولتمردان به صاحبان ثروت و جدايي آنها از ملت است. نمود عيني، قرار گرفتن سياستمداران و تصميم گيرندگان ارشد آمريكا در كنار طبقه خاص ثروتمندان را در ارائه بسته هاي اقتصادي براي خروج از بن بست اقتصادي مي توان مشاهده كرد. چنانكه جرج بوش در سال2008، 700 ميليارد دلار و اوباما در سال 2009، 800 براي مردم، دستاوردي نداشت. مجموع اين فرايند چنان بوده كه «چامسكي» نويسنده و تحليلگر بزرگ آمريكايي تأكيد مي كند، سياستهاي دولتمردان موجب گسست اجتماعي شده كه در كنار بحران اقتصادي، طغيان مردم آمريكا عليه سرمايه داري و دولتمردان به همراه داشته است

از هم پاشیده شدن روياهاي مردمي:

پس از فروپاشي شوروي سابق و نظام كمونيستي و سوسياليستي، سران غرب به ويژه آمريكايي ها با ادعاي تك الگوبودن نظام سرمايه داري تلاش كردند تا حاكميت خود بر جوامع غربي و سپس سراسر جهان را اجرايي سازند. پس از دو دهه مردم غرب دريافته اند كه اين ادعا نه تنها كارايي نداشته، بلكه صرفاًبراي اعمال ديكتاتوري حاكمان بر آنها بوده است كه موجب شده، آنها حاكميت طبقه اي محدود بر سراسرجامعه را بپذيرند. اين حقارت در چند بعد بر مردم غرب از جمله مردم آمريكا تحميل شده است از جمله:

الف) در حوزه داخلي مردم دريافته اند كه نظام سرمايه داري بر خلاف ادعاي رفاه، كاركردي براي آنها نداشته و چنانكه ذكر شد، طبقه ثروتمند محدود بر كل جامعه حاكم بوده اند. در اين ميان، نظام سرمايه داري با اعمال ديكتاتوري انحصاري قدرت با تركيبياز يك يا دو حزب نظير، ساختار آمريكا با محوريت جمهوريخواه و دموكرات،خواسته هاي سرمايه داران را بر جامعه تحميل كرده اند. نكته اساسي آنكه، اين سرمايه داري نه تنهادستاوردي براي رفاه مردمي نداشته، بلكه به گسست بنياد خانواده ها وساختار اجتماعي و تبديل مردم به افرادي صرفاًمادي بدون توجه به حقوق انساني و متعالي منجر شده است.

ب) در صحنه بين الملل در حالي كه سران آمريكا با ادعاي رفاه جهاني و كمك به ملت هابه اشغال ساير كشورها پرداخته اند اما در عمل همچناناز برخي حاكمان ديكتاتور حمايت كردهو حتي در اين راه، در برابر ملت ها قرار گرفته اند. اكنون ملت هاي غربي دريافته اندكه اين ادعاها، صرفاً فريبي براي تأمين منافع سرمايه دارانبوده و نه براي ارتقاي جايگاه جهاني ملتآمريكا و يا كمك به ساير ملت ها. چنانكه نمود آن را در جنايات صورت گرفته دركشورهاي تحت اشغال و بي تفاوتي غرب در برابر جنايات اشغالگرانقدس مي توان مشاهده كرد. تحولاتاخير خاورميانه و شمال آفريقا نيز نشان داد كه سران آمريكا براي منافع سرمايهداران از حاكمان ديكتاتوري حمايت كرده اند كه صرفاً تأمين كنندهمنافع نظام سرمايه داري بوده اند. اينديكتاتوري كه برگرفته از عملكردهاي سران غرب بوده اكنون به حقارتي براي مردم آمريكامبدل شده است به ويژه كه اين امر تزلزل جايگاه جهاني آنها را به همراه داشته است.

گسترش نهضت بيداري اسلامي ذر سراسر جهان:

بيداري اسلامي در كشورهاي عربي خاورميانه و شمال آفريقا، تحولات اروپا و اكنون آمريكا نشان مي دهد كه فرهنگي جديد در ساختار نظام بين الملل در حالشكل گيري است و آن رويكرد ملت ها به مقابله با ساختارهاي غير مردمي و وابسته به نظام سرمايه داري است. در دو دهه گذشته، نظام سرمايه داري با عناوين مختلف اقتصادي، سياسي، نظامي و حتي ايجاد و حفظ حاكمان دست نشانده نظير آنچه در كشورهاي عربي حامي غرب وجود دارديا ساختارهاي دو حزبي و تك محوري نظير دو حزبي آمريكا و بسياري از كشورهاي اروپايي به دنبال حاكميت بر جهان بوده است، روند تحولات، نشانگر رويكرد مردمي دراكثر نقاط جهان به مقابله با اين ساختار است. نكته مهم در اين عرصه آنكه، بر اساس پيشينه هاي تاريخي، تمدن همواره از شرق به غرب گسترش يافته است و اين حقيقتي است كه جهانيان به آن اذعان دارند. در مقطع كنوني نيز مي توان گفت كه بيداري اسلامي در خاورميانه و شمال آفريقا به الگويي براي مردم اروپا و آمريكا مبدل شده و به نوعي به آنها نشان داده كه مي توان با وحدت و يكپارچگي به مقابله با حاكمان و نظام ديكتاتوري برگرفته از منافع سرمايه داري پرداخت. در اين بيداري سراسري نيز نكته مهمي نهفته است و آن تأثيرگذاري و تأثيرپذيري ملت ها از يكديگر بدون نقش دولت ها است؛ فرايندي كه دولت ها در آن نقشي نداشته وحتي خود به دنبال ممانعت از تحقق آن مي باشند. به عبارتي ديگر،مي توان گفت كه صحنه بين الملل از ديپلماسي دولت ها به سمت ديپلماسي ملت هادر حال گسترش است واكنون اين ملت ها هستند كه براي جهان تصميم مي گيرند و نه دولت ها.

و شعری از علیرضا قزوه اندر حکایت قیام مردمی در وال استریت و نقش سپاه قدس

وال استرست و سپاه قدس

اینها که ایستاده اند در وال استریت
و داد می زنند 99 درصد ما

اینها هم از سپاه قدس اند؟!

یازده سپتامبر هم لابد
کار سپاه قدس بود!
و کسری بودجه امریکا

سقوط ارزش آقای اوباما...
حتّی گرسنگی سومالی
سقوط بورس لندن
کوررنگی سازمان ملل
و سونامی هایی که در راه اند...
تمام شان کار سپاه قدس است!
دمپایی یی که رد شد روزی

از کنار گوش آقای بوش
کار سپاه قدس بود!
و مردمی که می جنگند در لیبی
تمام شان عضو سپاه قدس اند!
جوانان میدان التحریر
زنان بحرینی

که خواب شاه عربستان را آشفته کرده اند
یک شعبه از سپاه قدس اند

اسناد ویکی لیکس

ترور مالکم ایکس هم لابد کار سپاه قدس بود


با این همه
عالی جناب اوباما!
حکایتی ست که می گوید

هیچ شیری
موش مرده نمی گیرد
لااقل می گفتی گاوی،
بوفالویی
پرزیدنت صهیونیستی...
شما که در هالیوودتان
گنجشک را با هواپیما عوض می کنید
آدمها را با روبات
غول هایی می سازید
که هرچه تیر می خورند نمی میرند
شما که می توانید از یک موش مرده
یک شیّاد بسازید
و هر لحظه از دوربین هایتان

یک فاحشه بیرون بیاورید

می توانید از ترکیب کوکائین و کوکاکولا

جاسوس بسازید

اماّ

ما هم بیکار نبودیم
گیرم به طنز در نطنز
یا به جد در نجد
عشق را غنی سازی کردیم با عقل
پیوند زدیم شعر را با فریاد

عالی جناب اوباما !

با همان دماغ پینوکیویی ات
از زیر دشداشه ی شیخ نفت
بیرون بیا لطفا ...
حالا نوبت توست
یا حبیبی...
تکان نخور که منفجر خواهی شد
در زیر کلاه کوچک شیمون پرز!
- انفجار پشت انفجار-
تکان نخور آقای پرز!
که متّصل شده با فیبر نوری
به دمت

بچه های سرراهی بالاترین...

و متصل شده اند به تو
جرسی ها و چرسی ها
با تمام تخس هایی

که پستان مادرشان را گاز گرفته اند

که متصل شده اند به تو جیرجیرک ها و قورباغه ها

و متصل شده است به تو خبرگزاری بی بی سی
با تمام نوه ها و نتیجه هایش
تکان نخورید!
تمام تان در محاصره ی سپاه قدس اید!
لبخند بزنید
قطعنامه صادر کنید
و شکلک در بیاورید
شما در مقابل دوربین مخفی مردم قرار دارید...

حسینی

اخبار

مراسم تشییع پیكر بابك معصومی كاپیتان پیشین تیم ملی فوتسال ایران صبح جمعه در محل ورزشگاه شریعتی با حضور مردم و مسئولان برگزار شد.

عمومی

حریم بصری خانه کعبه به عنوان یکی از مهمترین میراث تاریخی جهان بوسیله دو برج 40 طبقه و برج ساعت 80 طبقه مورد تعرض واقع شده است.

به گزارش مشرق به نقل از مهر، براساس آنچه که متولیان حفاظت از میراث فرهنگی تعریف کرده اند؛ حریم آثار تاریخی، محدوده‌ای است که متولی اثر تاریخی بر اساس ضوابط قانونی برای حفظ آن اثر تعیین می‌کند چون حریم آثار تاریخی، باعث حفظ موجودیت و یکپارچگی اثر می‌شود.

یکی از انواع حرائم آثار تاریخی، حریم بصری است که برای ایجاد ارتباط دیداری دوطرفه بین محیط و اثر تاریخی تعیین می‌شود بنابراین هرگاه این حریم به هر دلیلی مخدوش شود، سازمان متولی حق اعتراض دارد.

همانطور که در مورد برج جهان نمای اصفهان که ارتفاع آن بلندتر از مجموعه میدان نقش جهان بود و باعث شد تا حریم بصری این اثر ثبت شده در فهرست جهانی تهدید شود تا آنجا که با شکایت متولیان حفاظت از میراث فرهنگی طبقات اضافه برج تعدیل شد.

اما به نظر می رسد در کشوری مانند عربستان حفظ حریم آثار تاریخی ضابطه و قانون محکمی ندارد چون حریم بصری کعبه به عنوان یکی از مهمترین میراث تاریخی جهان بوسیله دو برج 40 طبقه و برج ساعت 80 طبقه مورد تعرض واقع شده است.

اگر تا 10 سال پیش حجاج هنگام حضور در مسجد الحرام فقط کعبه و آسمان آن را می دیدند اکنون اگر رو به روی در کعبه بایستند خواه ناخواه برج ها و هتلهای ساخته شده در اطراف کعبه را نیز می بینند.

این ساختمانهای بلند مرتبه تنها در عرض کمتر از ده سال ساخته شده اند چون کارگرهای ساختمانی در عربستان شبانه روز کار می کنند. اکنون نیز ساخت و سازها در فاصله کمی از کعبه برای ایجاد هتل تا درب اصلی ورود به مسجد الحرام ادامه دارد.

عمومی

هنگامی كه جنازه مادر را در میان قبر گذاشتند، دختر فریاد می‏زد: من از مادرم جدا نمی‏شوم هر چه خواستند او را آرام كنند، مفید واقع نشد؛ دیدند اگر بخواهند با اجبار دختر را از مادر جدا كنند، ممكن است جانش به خطر بیفتد. سرانجام بنا شد دختر را در قبر مادرش بخوابانند، و دختر هم پهلوی بدن مادر در قبر بماند، ولی روی قبر را از خاك انباشته نكنند، و فقط روی قبر را با تخته‏ای بپوشانند و دریچه‏ای هم بگذارند تا دختر نمیرد و هر وقت خواست از آن دریچه بیرون آید.
به گزارش مشرق، آتی نوشت: علامه سید محمد حسین طباطبائی صاحب تفسیر المیزان نقل كردند كه: استاد ما عارف برجسته «حاج میرزا علی آقا قاضی» می‏گفت:
در نجف اشرف در نزدیكی منزل ما، مادر یكی از دخترهای اَفَنْدی‏ها (سنی‏های دولت عثمانی) فوت كرد.
این دختر در مرگ مادر، بسیار ضجه و گریه می‏كرد و جداً ناراحت بود، و با تشییع كنندگان تا كنار قبر مادر آمد و آنقدر گریه و ناله كرد كه همه حاضران به گریه افتادند.
هنگامی كه جنازه مادر را در میان قبر گذاشتند، دختر فریاد می‏زد: من از مادرم جدا نمی‏شوم هر چه خواستند او را آرام كنند، مفید واقع نشد؛ دیدند اگر بخواهند با اجبار دختر را از مادر جدا كنند، ممكن است جانش به خطر بیفتد. سرانجام بنا شد دختر را در قبر مادرش بخوابانند، و دختر هم پهلوی بدن مادر در قبر بماند، ولی روی قبر را از خاك انباشته نكنند، و فقط روی قبر را با تخته‏ای بپوشانند و دریچه‏ای هم بگذارند تا دختر نمیرد و هر وقت خواست از آن دریچه بیرون آید.
دختر در شب اول قبر، كنار مادر خوابید، فردا آمدند و سرپوش را برداشتند تا ببینند بر سر دختر چه آمده است، دیدند تمام موهای سرش سفیده شده است.
پرسیدند چرا این طور شده‏ای؟
در پاسخ گفت: شب كنار جنازه مادرم در قبر خوابیدم، ناگاه دیدم دو نفر از فرشتگان آمدند و در دو طرف ایستادند و شخص محترمی هم آمد و در وسط ایستاد، آن دو فرشته مشغول سؤال از عقائد مادرم شدند و او جواب می‏داد، سؤال از توحید نمودند، جواب درست داد، سؤال از نبوت نمودند، جواب درست داد كه پیامبر من محمد بن عبدالله(صلی الله علیه و آله و سلم)است.
تا این كه پرسیدند: امام تو كیست؟
آن مرد محترم كه در وسط ایستاده بود گفت: «لَسْتُ لَها بِاِمامِ؛ من امام او نیستم»
در این هنگام آن دو فرشته چنان گرز بر سر مادرم زدند كه آتش آن به سوی آسمان زبانه می‏كشید.
من بر اثر وحشت و ترس زیاد به این وضع كه می‏بینید كه همه موهای سرم سفید شده در آمدم.
مرحوم قاضی می‏فرمود: چون تمام طایفه آن دختر، در مذهب اهل تسنن بودند، تحت تأثیر این واقعه قرار گرفته و شیعه شدند (زیرا این واقعه با مذهب تشیع، تطبیق می‏كرد و آن شخصی كه همراه با فرشتگان بوده و گفته بود من امام آن زن نیستم، حضرت علی (علیه السلام) بوده‏اند) و خود آن دختر، جلوتر از آنها به مذهب تشیع، اعتقاد پیدا كرد.

اخبار

رسیدگی به پرونده‌ «فائزه هاشمی» تا یک ماه به تاخیر افتاد

رسیدگی به پرونده‌ «فائزه هاشمی» تا یک ماه به تاخیر افتاد
ایران > سیاست  - همشهری آنلاین:
درحالی که قرار بود اولین جلسه‌ی رسیدگی به اتهامات فائزه هاشمی صبح امروز برگزار شود با درخواست استمهال انجام شده، برگزاری دادگاه تا یک ماه به تاخیر افتاد.

غلامعلی ریاحی در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در این باره اظهارکرد: دادگاه با درخواست استمهال موکل موافقت کرده و براین اساس وقت جلسه رسیدگی به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام خانم هاشمی تجدید شده است.

وی گفت: صبح روز یک‌شنبه ـ 23 مرداد ماه ـ قرار بود اولین جلسه‌ رسیدگی به پرونده‌ موکلم در شعبه 15 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی برگزار شود که به دلیل درخواست استمهال برای تدارکات دفاع و موافقت دادگاه با این درخواست، جلسه‌ دادگاه به تاخیر افتاده و وقت رسیدگی تجدید شد.

وکیل فائزه هاشمی یادآور شد: شخصا برای درخواست استمهال به شعبه‌ رسیدگی کننده مراجعه و این درخواست را ارایه کردم.

بر اساس این گزارش،‌ ریاحی پیش از این به ایسنا گفته بود که این پرونده با اعلام جرم دادستانی تهران و به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام تشکیل شده و اتهام انتسابی به «فائزه هاشمی» نیز در خصوص مصاحبه او با سایت روزآنلاین بوده است.

 

اخبار

بروجردي:‌
ايران فرد شماره 2 «پ.ك.ك» را دستگير كرده است

خبرگزاري فارس: رئيس كميسيون امنيت ملي مجلس اخبار منتشره در خصوص دستگيري فردشماره 2 گروهك تروريستي پ.ك.ك توسط ايران را تأييد كرد و گفت: نيروهاي اطلاعاتي كشورمان كار بسيار مهمي انجام داده‌اند.


به گزارش خبرنگار پارلماني خبرگزاري فارس، علاءالدين بروجردي نماينده مردم بروجرد و رئيس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي در پاسخ به سؤال خبرنگار فارس مبني بر اينكه برخي رسانه‌هاي تركيه‌اي اخيرا اخباري منتشر كرده‌اند كه جمهوري اسلامي فرد شماره دو گروهك تروريستي پ.ك.ك را دستگير كرده است، گفت: اين خبر درست است و نيروهاي اطلاعاتي ايران فرد شماره 2 اين گروهك تروريستي را دستگير كرده است.

وي با اشاره به اقدامات تروريستي گروهك پژاك در مرزهاي غربي كشورمان گفت: نيروهاي اطلاعاتي كشورمان در دستگيري فرد شماره 2 پ.ك.ك كار بسيار مهمي انجام دادند و به نظر من اين اقدامات تروريستي عكس العمل آنها در مقابل حركت قدرتمندانه ايران است.

رئيس كميسيون امنيت ملي مجلس تصريح كرد: سپاه در مقابله با گروهك پژاك اقدامات خوب و تأثيرگذاري انجام داده و در واقع انتظار هم از سپاه اين است.

شهدا

شهدا برای ما حمدی بخوانید که شما زنده ای و ما مرده*

آنانکه خواستند گمنام بمانند...


گمنامی و خمول، صفت انسانهایی ست که نام و عنوان برایشان محلی از اعراب ندارد. « بندگان مخلص خفیف المؤونه ای که نام آنان در میان مردمان گم می باشد.»(1) آنانکه در جدال عقل و عشق، در وادی عاشقی قدم نهادند و سر و جان خویش را به پای محبوب حقیقی سپردند و شهدای هشت سال دفاع مقدس این چنین سلوک نمودند... براستی راز سر به مهر گمنامی شهیدان را چه کسانی در خواهند یافت؟
عشق می گوید نیستی باید گزید

عقل می گوید که هستی کن پدید

عشق گوید درد و سوز و غم طلب

عقل گوید شادی و مرهم طلب

عشق می گوید طلب، راه خمول

عقل گوید نی تو شهرت کن قبول(2)

***

دانلود فیلم تصویری / 2.395 KB

در میان مزارهای مطهر شهیدان بهشت زهرا سلام الله علیها ،سنگ مزارهایی را خواهی دید که نامی بر روی آنان حک نشده است.  

در قطعه ۲۴ نزدیک یادمان شهدای ۷۲ تن، مزار مطهر شهیدی‌ست که گفته است:
روی سنگ مزارم نامم را ننویسید، زیرا از هزاران شهید گمنامی که بی غسل و کفن و بی تشییع به خاک رفته اند خجالت می کشم اگر خواستید فقط بنویسید:                                                                      
پر کاهی تقدیم به آستانه کبیرالله

آنانکه خواستند گمنام بمانند

شهید محسن فیض آبادی (مزار شریف در قطعه ۲۸) که یک برادر دیگرش نیز به شهادت رسیده است.
در وصیت نامه خود آورده است :
خانوادۀ عزیزم ، این موضوع را باید بگویم که موقع شهید شدن من لباس مشکی و تیره نپوشید بلکه لباس روشن و شاد بپوشید و اگر جنازه من بدستتان رسید از شما می خواهم که روی سنگ قبرمن چیزی ننویسید و تابلویی که بالای سر من میگذارید عکس و نام و نشانی از  من در آن نگذارید چون من آرزو دارم شهیدی گمنام باشم.  و این را هم بگویم که هر وقت خواستید به بهشت زهرا(س) بیایید اول بر سر مزار برادرم محمود بروید بعد بیایید پهلوی من، حتی اگر شده در روز تشیییع جنازه من باشد و امیدوارم که همیشه به یاد خدا باشید زیرا خداوند آرام بخش دلهاست.

آنانکه خواستند گمنام بمانند

                 
شهید مازیار منصوری در وصیت نامه اش نوشته است:
نمیخواهم کسی عکسم را ببیند یا نامم را بداند ...     

آنانکه خواستند گمنام بمانند

بر روی تخته سنگ روی مزار شهید رضا همیز نیز، نگاشته شده است:
می خواهم سرباز گمنام امام زمان عجل الله فرجه باشم.

آنانکه خواستند گمنام بمانند

تصاویر برگرفته از وبلاگ گلزار شهدا است.
پی نوشت ها:
1) معراج السعاده
2) محمد اسیری لاهیجی
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مرداد 1389ساعت 15:22  توسط خادم الشهداء 

شهید گمنام کسی است که انتخاب کرد گمنام بودن را !

همسر شهیدی در فکه به من می‌گفت: حاج‌آقا من هیجده سال است شوهرم برنگشته و کسی هم چیزی نمی‌گوید که کجاست و خبری ازش ندارند! این هم دختر هفده ساله‌اش است!
روایتگر دشت جنون، روحانی مجاهد، عارف وارسته، مرحوم حاج عبدالله ضابط را می توان پیشتاز عرصه راویتگری در وادی جهاد و شهادت نام برد. انسان وارسته ای که زندگانی خود را برای زنده نگاه داشتن یاد و خاطره و تبیین سیره شهدا صرف نمود.
بخشی از روایت مرحوم ضابط درباره « جایگاه شهدای مفقودالاثر » و خاطره یکی از دوستداران آن عارف سفر کرده را تقدیم می کنیم.
 
... مفقودالاثر یعنی یک عمر انتظار!
همسر شهیدی در فکه به من می‌گفت:
حاج‌آقا من هیجده سال است شوهرم برنگشته و کسی هم چیزی نمی‌گوید که کجاست و خبری ازش ندارند!
این هم دختر هفده ساله‌اش است!
مفقودالاثر می‌دانید یعنی چه؟
یعنی هیجده سال چشم به در دوختن!
«الإنتظار أشد من القتل»
به اندازة عمر بعضی از ماها که زندگی کردیم این زن انتظار کشیده!
این همان است که امام می‌فرمود:
«مفقودان عزیز که محور دریای بیکران الهی‌اند و فقرای ذاتی دنیای دون در حسرت مقام آن‌ها متحیرند».
کی می‌تواند بفهمد مفقود یعنی چه؟
فقط عشق است که این چیزها را به وجود می‌آورد.
آید آن روز که خاک سر کویش باشم
جرعه نوش اسرار مگویش باشم...
***
بالاخره مزارش را پیدا کردم، توی بهشت ثامن الائمه صحن جمهوری آستان قدس رضوی.
هنوز سنگ نداشت.
با انگشت روی خاکش نوشتم:
شهید حاج عبدالله ضابط. بلند شدم، رفتم زیارت و برگشتم.
نوشته‌ام نبود.
صدایش یکدفعه ذهنم را پر کرد.
آن شب کنار اروند می‌گفت:
شهید گمنام کسی است که انتخاب کرد گمنام بودن را!
برگرفته از امتداد و راویان

دل ما را خون نکنید/ بدحجابی؛ رنجی که مادران شهدا می برند...


دانلود طرح - حجم: 902 KB

خانمى به دفتر نهضت تلفن کرد و گفت:
آقاى قرائتى! پسرم مفقودالاثر شده و پسر دیگرى ندارم. هر وقت به خیابان مى روم و بدحجابى را     مى بینم، دلم خون مى شود. شما در تلویزیون بگوئید: اگر از قیامت نمى ترسید، دل ما را خون نکنید!
خاطرات حجت الاسلام محسن قرائتى

شهادت سه برادر در یک روز


حسین گفت: کسی شهید نشده ولی رضا مجروح شده... به چشمانش خیره شدم و گفتم: رضا شهید شده؟ حسین در حالی که دست‌هایم را گرفته بود گفت: بله، گفتم بگو علی هم شهید شده؟ گفت بله. گفتم بگو حسن هم شهید شده گفت: بله مادر. آرام به داخل خانه رفتم و...


شهادت سه برادر در یک روز

نگاهی گذرا به زندگی این سه برادر شهید :

شهید حسن مظفر

تاریخ تولد : 29/2/34

شغل : کارمند

تاریخ شهادت : 6/5/1367 – عملیات مرصاد

شهید : علی مظفر

تاریخ تولد : 5/7/1337

شهرستان : پاکدشت

محل شهادت : منطقه عملیاتی مرصاد

تاریخ شهادت : 6/5/1367

ایشان در طول دفاع مقدس در چندین عملیات حضور چشمگیر داشت و بارها مجروح شد. این شهید بزرگوار که یکی از معروف‌ترین اساتید مراکز تربیت معلم و عضو شورای مرکزی اتحادیه انجمن‌های اسلامی شهرستان پاکدشت بود سرانجام در عملیات ظفرمند مرصاد به آرزوی دیرینه خود که همان شهادت بود رسید.

شهید رضا مظفر

تاریخ تولد : 12/2/1340

تحصیلات : خارج فقه و اصول

مسئولیت : حاکم شرع دادگاه انقلاب مسئولیت اجتماعی 

تاریخ شهادت : 6/5/1367   

عملیات مرصاد

 شک کرده بودم که چطور این‌ها با هم آمدند. وقتی کنار رفتم تا حسین داخل حیاط شود ناگهان بی اختیار یقه لباس حسین را گرفتم و گفتم: حسین جان جان مادرت نگذار مردم خبر شهادت فرزندانم را به من بگویند اول تو بگو.

حسین گفت: مادر هیچ کس شهید نشده...

گفتگو با مادر شهیدان مظفر

کوکب اسکندری مادر سه شهید (شهدای مظفر) سال‌هاست راوی مظلومیت شهدا و ایثارگران هشت سال دفاع مقدس است. روایتی شیرین از ایثار و شهادت اما تلخ از زبونی دشمن و منافقین کوردل که هزاران جوان ایرانی را قربانی کشورگشایی خود کردند.

مادر شهیدان مظفر در مورد پسرانش می‌گوید: آن‌ها 6 برادر بنام‌های حسین، حسن، علی، رضا، احمد و محمود بودند که با دسترنج حلال شاطر محمد مظفر (همسرم) بزرگ شدند. در سال 57 اوج مبارزات ملت ایران علیه رژیم ستم‌شاهی حسین معلم بود، حسن مدیر فرهنگی دانشگاه ابوریحان، علی مسئول امور تربیتی شهرستان ورامین، رضا طلبه حوزه علمیه که بعدها دادستان ورامین شد و احمد و محمود که دو پسر دوقلو بودند تحصیل می‌کردند.

در دوران انقلاب به فعالیت‌های مبارزاتی خود ادامه دادند تا اینکه انقلاب پیروز شد پس از پیروزی انقلاب «حاج رضا» مبارزات خود را از ایران به لبنان برد و بیش از یک سال هم صدا با مجاهدان مسلمان لبنانی در تمامی مبارزات علیه رژیم صهیونیستی حضور داشت و با از آغاز جنگ تحمیلی به ایران بازگشت.

حسن، رضا و علی قبل از شهادت ازدواج کرده و صاحب فرزند بودند. حاج حسن سه فرزند به نام‌های محمد، مریم و زهرا، حاج علی دو فرزند بنام‌های سپیده و سمانه و حاج رضا یک فرزند به نام حبیب داشت که تمامی خاطرات، آرزوها، اموال، فرزندان، همسر و دلبستگی‌هایشان را برای دفاع از کشور و اسلام به خدا سپردند و عاشقانه به جبهه رفتند. احمد و محمود هم که سن و سالی نداشتند به هر صورتی شده با تغییر تاریخ شناسنامه خود را به جبهه‌ها رساندند.

حتی پدر خانواده خمیر نان را کنار گذاشت و پا به پای جوانان در جبهه‌ها حضور داشت. خود من هم در پادگان علم الهدی اهواز با سایر خواهران بسیجی خدمات پشت جبهه را تأمین می‌کردم.

شهادت سه برادر در یک روز

محمود مظفر برادر شهدای مظفر (رئیس سازمان امداد و نجات هلال احمر کشور) در مورد شهادت برادرانش می‌گوید

: اواخر جنگ (سال 1368) نزدیک عملیات مرصاد بود. درست زمانی که منافقان قصد ضربه زدن به کشور را داشتند. یادم هست که یک شب پدر و مادرم تمام فرزندانشان را به میهمانی دعوت کردند. وقتی که سفره غذا جمع شد پدرم گفت: اگر می‌خواهید نان من حلالتان باشد و از شما راضی باشم باید در عملیات مرصاد حضور داشته باشید.

تازه از جبهه به مرخصی آمده بودیم تا کمی به احوالات خانواده برسیم ولی این کلام پدر تصمیم ما را برای حضور در عملیات مرصاد محکم‌تر کرد و همان شب ما 6 برادر به دو قسمت تقسیم شدیم. من (محمود) و حسین و احمد با یک گردان و علی و رضا و حسن هم با گردان دیگری از بچه‌های بسیجی پاکدشت راهی کرمانشاه (مرصاد) شدیم. جنگ سختی بود. یادم هست گردانی که برادرانم آنجا بودند به خط دشمن می‌زدند و بر می‌گشتند و بعد گردان ما جایگزین می‌شد تا گردان قبلی تجدید قوا کند.

محمود در مورد لحظه با خبر شدن از شهادت برادرانش می‌گوید: داشتیم سوار کامیون‌ها می‌شدیم تا جایگزین گردان جلو شویم. چند باری خواستم سوار شوم ولی می‌گفتند شما فعلاً بمانید...! هر دفعه به بهانه‌ای از سوار شدن من به کامیون جلوگیری می‌شد. تا اینکه چند نفر از بچه‌های گردانی که (رضا، حسن و علی) آنجا بودند با صورتی گرفته و نگران بدون سلام و علیک به سمت من آمدند. بعد از چند ساعت گفتند: شما دیگر لازم نیست به جلو بروید جنگ تمام شده و ما پیروز شدیم ولی حسن، علی و رضا و با چند نفر دیگر از رزمنده‌ها با نارنجک و تیربار محاصره شده و ... تا اینکه شهادتشان را خبر دادند.

مادر شهیدان مظفر می‌گوید: یادم هست زمانی که همسرم به تمامی فرزندان گفت که باید در عملیات مرصاد حضور داشته باشید حتی دامادها هم رفتند یکی با هواپیما، یکی با اتوبوس و دیگری با قطار. فقط حسین مانده بود و قرار بود چند روز دیگر با هواپیما برود هرچند که قلبا دوست داشتم همه حضور داشته باشند ولی زمانی که وقت رفتن آخرین فرزندم رسید به حسین گفتم: حسین جان فکر می‌کنم در این عملیات تمام برادرانت شهید شوند تو بمان و نرو. حسین یک نگاه شیرینی به من کرد و گفت: مادر خداحافظ... و من ماندم با چهار خانواده بی سرپرست.

یادم هست که یک شب پدر و مادرم تمام فرزندانشان را به میهمانی دعوت کردند. وقتی که سفره غذا جمع شد پدرم گفت: اگر می‌خواهید نان من حلالتان باشد و از شما راضی باشم باید در عملیات مرصاد حضور داشته باشید

با اینکه دوست داشتم خودم هم در عملیات نقشی داشته باشم ولی ماندم تا عروس‌های جوان و نوه‌های کوچکم بهانه گیری نکنند و برایشان مادری کنم.

خانم اسکندری می‌گوید: یک روز که داشتم اخبار جنگ را از تلویزیون نگاه می‌کردم اعلام شد: ایران در عملیات مرصاد پیروز شده است. خیلی خوشحال بودم و گریه می‌کردم ولی وقتی تصاویری از خودروهای منفجر شده و اجساد سوخته نشان دادند تنم لرزید گفتم نکند فرزندان من جزو این اجساد باشند و با ذکر حسین (ع) و مظلومیتش در صحرای کربلا خودم را آرام کردم.

فردای آن روز حالم زیاد خوش نبود. برای همین تصمیم گرفتم بروم دکتر. چادرم را سر کردم وقتی درب حیاط را باز کردم دیدم یک ماشین پیکان جلوی خانه توقف کرده است. داخل پیکان تا حاج حسین من را دید از ماشین پیاده شد. هر چند که مادران از سلامت فرزندشان بعد از جنگ خوشحال می‌شوند ولی من بلافاصله گفتم: حسین جان چرا آمدی...؟

حسین گفت: مادر جان جنگ تمام شده و ما پیروز شدیم. در حال صحبت کردن بودیم که همسرم هم از ماشین پیاده شد.

شک کرده بودم که چطور این‌ها با هم آمدند. وقتی کنار رفتم تا حسین داخل حیاط شود ناگهان بی اختیار یقه لباس حسین را گرفتم و گفتم: حسین جان جان مادرت نگذار مردم خبر شهادت فرزندانم را به من بگویند اول تو بگو.

حسین گفت: مادر هیچ کس شهید نشده... بعد از چند دقیقه دوباره به حسین گفتم: بگو... حسین گفت: کسی شهید نشده ولی رضا مجروح شده و باید به ملاقاتش برویم.

شهادت سه برادر در یک روز

وقتی حسین این را گفت به چشم‌هایش خیره شدم و گفتم: رضا شهید شده...؟ حسین در حالی که دست‌هایم را گرفته بود گفت: بله مادر شهید شده. گفتم بگو علی هم شهید شده؟ گفت بله. گفتم بگو حسن هم شهید شده گفت: بله مادر و آرام آرام به داخل خانه رفتم و نشستم.

حسین گفت: مادر گریه کن. گفتم 35 سال قبل وقتی به زیارت امام حسین (ع) رفتم گفتم: یا سیدالشهدا آیا ما از زن‌های بنی اسد کمتر بودیم که در کربلا یاری‌ات کنیم. آلان جوان دارم تا در راه تو قربانی کنم. بعد سجده کردم و گفتم: یا بانو زینب کبری (س) یا سیدالشهدا (ع) دیدید سر قولم بودم و فرزندانم را در راه تو و خدای تو قربانی کردم.

وقتی حسین خبر شهادت ولی الله قومی یکی از همسایگانمان را داد آن وقت گریستم چون ولی الله مادر نداشت.

پنج روز بعد جنازه‌های فرزندان شهیدم را به دانشگاه ابوریحان پاکدشت آوردند. من به همراه همسران و فرزندان شهدا به دانشگاه رفتم. وقتی بالای سر شهدا رسیدم به همسران و فرزندانشان گفتم: اگر گریه کنید نمی‌گذارم روی ماهشان را ببینید. به آن‌ها گفتم عزیزانم شهادتتان مبارک. سلام مرا به مولایم حسین (ع) برسانید...

بعد به بهشت شهدای پاکدشت (ده امام) رفتیم. من خودم وارد قبر شدم و فرزندانم را یکی یکی بوسیدم و در دل خاک به امانت گذاشتم.

 پنج روز بعد جنازه‌های فرزندان شهیدم را به دانشگاه ابوریحان پاکدشت آوردند. به آن‌ها گفتم عزیزانم شهادتتان مبارک. سلام مرا به مولایم حسین (ع) برسانید...

بعد به بهشت شهدای پاکدشت (ده امام) رفتیم. من خودم وارد قبر شدم و فرزندانم را یکی یکی بوسیدم و در دل خاک به امانت گذاشتم

مادر شهدای مظفر پس از گذشت 33 سال از انقلاب اسلامی می‌گوید: نسل امروز تعریفی از انقلاب اسلامی، مبارزه و شهادت در راه خدا ندارند و این نیاز به فرهنگ سازی و بازگویی تاریخ انقلاب دارد و وظیفه تمام دستگاه‌های دولتی است.

مادر شهید در پاسخ به این پرسش که آیا رسانه‌ها و صدا و سیما در تولید برنامه‌هایی با ترویج فرهنگ ایثار و شهادت موفق بوده‌اند گفت: خیر متأسفانه هر وقت کارشان گیر می‌کند چند برنامه ویژه شهدا می‌سازند و چند شهید گمنام را تشییع می‌کنند در حالی که شهدا ابزار نیستند وقتی هم کارشان تمام شد شهدا بی شهدا و فراموش می‌شوند.

 

حدیث (1) قال رسول الله صلى الله عليه و آله :

مَن رُزِقَ تُقىً فَقَد رُزِقَ خَيرَ الدُّنيا وَالخِرَةِ؛

هر كس تقوا روزى اش شود، خير دنيا و آخرت روزى او شده است.

كنزالعمال، ج13، ص 151، ح36472

حدیث (2) امام على عليه السلام :

اِنَّ التَّقوى مُنتَهى رِضَى اللّه  مِن عِبادِهِ وَحاجَتُهُ مِن خَلقِهِ فَاتَّقُوا اللّه  الَّذى اِن اَسرَرتُم عَلِمَهُ وَاِن اَعلَنتُم كَتَبَهُ؛

نهايت خشنودى خداوند از بندگانش و خواسته او از آفريدگانش تقواست، پس تقوا از خداوندى بكنيد كه اگر پنهان كنيد مى داند و اگر آشكار سازيد مى نويسد.

كنزالعمال، ج10، ص143، ح28731

حدیث (3) امام على عليه السلام :

لَو اَنَّ السَّماواتِ وَالرضَ كانَتا عَلى عَبدٍ رَتقا ثُمَّ اتَّقَى اللّه  لَجَعَلَ اللّه  لَهُ مِنها مَخرَجا وَرَزَقَهُ مِن حَيثُ لا يَحتَسِبُ؛

اگر آسمان ها و زمين راه را بر بنده اى ببندند و او تقواى الهى پيشه كند، خداوند حتما راه گشايشى براى او فراهم خواهد كرد و از جايى كه گمان ندارد روزى اش خواهد داد.

نهج البلاغه، خطبه 184

حدیث (4) امام على عليه السلام :

اِنَّ لاَِهلِ التَّقوى عَلاماتٍ يُعرَفونَ بِها: صِدقُ الحَديثِ وَاَداءُ المانَةِ وَالوَفاءُ بِالعَهدِ و ... ؛

تقواپيشگان نشانه هايى دارند كه با آنها شناخته مى شوند: راستگويى، امانتدارى، وفاى به عهد و... .

التوحيد، ص63

حدیث (5) امام على عليه السلام :

اَلتَّقِىُّ سابِقٌ اِلى كُلِّ خَيرٍ؛

تقواپيشه براى انجام هر كار خيرى سبقت مى گيرد.

 نهج الفصاحه، ح781

حدیث (6) امام باقر عليه السلام :

اِنَّ اللّه  عَزَّوَجَلَّ يَقى بِالتَّقوى عَنِ العَبدِ ما عَزُبَ عَنهُ عَقلُهُ وَيُجَلّى بِالتَّقوى عَنهُ عَماهُ وَجَهلَهُ؛

خداوند به وسيله تقوا بنده را حفظ مى كند از آنچه كه عقلش به آن نمى رسد و كور دلى و نادانى او را بر طرف مى سازد.

التوحيد، ص127

حدیث (7) قال رسول الله صلى الله عليه و آله :

اَتقَى النّاسِ مَن قالَ الحَقَّ فيما لَهُ وَعَلَيهِ؛

باتقواترين مردم، كسى است كه در آنچه به نفع يا ضرراوست،حق رابگويد.

نهج البلاغه، خطبه 178

حدیث (8) قال رسول الله صلى الله عليه و آله :

تَمامُ التَّقوى اَن تَتَعَلَّمَ ما جَهِلتَ وَتَعمَلَ بِما عَلِمتَ؛

تمام و كمال تقوا اين است كه آنچه را نمى دانى بياموزى و بدانچه مى دانى عمل كنى .

نهج البلاغه، خطبه 91

حدیث (9) قال الصادق عليه السلام :

سُئِلَ القال الصّادِقُ عليه السلام عَن قَولِ اللّه  عَزَّوَجَلَّ: (اِتَّقُوا اللّه  حَقَّ تُقاتِهِ) قال: يُطاعُ فَلا يُعصى ويُذكَرُ فَلا يُنسى وَيُشكَرُ فَلا يُكفَرُ؛

از قال صادق عليه السلام درباره آيه (تقواى الهى داشته باشيد آنگونه كه حقّ تقواست) سئوال شد، فرمودند: از خدا فرمان مى برد و نافرمانى نمى كند، به ياد اوست و فراموشش نمى كند، شكرگزار اوست و كفران نمى كند.

غررالحكم، ج2، ص451، ح3260

حدیث (10) قال رسول الله صلى الله عليه و آله :

لايَكونُ الرَّجُلُ مِنَ المُتَّقينَ حَتّى يُحاسِبَ نَفسَهُ اَشَدَّ مِن مُحاسَبَةِ الشَّريكِ لِشَريكِهِ فَيَعلَمَ مِن اَينَ مَطعَمُهُ وَمِن اَينَ مَشرَبُهُ وَمِن اَينَ مَلبَسُهُ اَ مِن حِلٍّ ذلِكَ اَم مِن حَرامٍ؛

انسان از تقواپيشگان نيست مگر آن كه سخت تر از حسابرسى شريك از شريك، از خود حساب بكشد و بداند خوردنى، نوشيدنى و پوشيدنى اش از كجاست آيا از حلال است يا حرام؟

غررالحكم، ج6، ص441، ح10926


تاریخ تولد :1329
نام پدر :؟
تاریخ
شهادت
: 30/تیر/1361
محل تولد :فارس /شیراز
طول مدت حیات :40
محل
شهادت
:بغداد
مزار
شهید :شیراز 

 

 سال 1329 بود، که عباس پا به عرصه هستی نهاد. مادر با شوق فراوان به تربیت او همت گماشت و عباس در شهر زیبای شیراز دوران شیرین کودکی را پشت سر نهاد.

سال 1351 بعد از اتمام تحصیلات به دانشگاه خلبانی نیروی هوایی ارتش رفت، با اتمام دوره مقدماتی جهت ادامه تحصیل به امریکا اعزام شد و با اخذ نشان و گواهی‌نامه خلبانی به ایران بازگشت.
تا از خاک پاک کشور خود محافظت نماید.با آغاز جنگ تحمیلی خدمت خود را در پست افسر خلبان شکاری و معاونت عملیات فرماندهی پایگاه سوم شکاری نفتی شهید نوژه ادامه داد و در طول سالهای دفاع مقدس بیش از یک صد سورتی پرواز جنگ انجام داد.

دوران در تاریخ 7/9/1359 اسلکه «الامیه» و «البکر» را غرق کرد و در عملیات فتح‌المبین حماسه آفرید.در تاریخ 20/4/1361 عاشقانه برای انجام مأموریت حاضر شد هدف موردنظر او بغداد بود .او قصد داشت، با ناامن کردن شهر از انجام کنفرانس سران کشورهای غیرمتعهد در این شهر جلوگیری نماید و مانع رسیدن صدام به اهداف شومش شود .به همین علت صاعقه‌وار از سد دفاع هوایی پایتخت عراق گذشت و شهر را بمباران نمود.
اما اصابت موشک عراقی باعث شد، هواپیما آتش بگیرد، دوران شجاعانه به طرف پالایشگاه الدوره پرواز نمود .تمام بمب‌ها را بر روی پالایشگاه فرو ریخت، قسمت عقب هواپیما در آتش می‌سوخت.
کاظمیان با چتر نجات به بیرون پرید اما دوران به سمت هتل سران ممالک غیرمتعهد پرواز کرد. او در آخرین لحظات با یک عملیات استشهادی هواپیما را به ساختمان هتل کوبید.
سردار دلاور 40 ساله ایران اسلامی در روز سی‌ام تیر ماه سال 1361 ابراهیم‌وار در آتش عشق حق سوخت.بعد از این واقعه فضای شهر بغداد در هاله‌ای از دود فرو رفت، و تبلیغات صدام در مورد امنیت بغداد نقش بر آب شد.

بدین‌ترتیب اجلاس سران غیرمتعهدها به علت فقدان امنیت در بغداد برگزار نگردید.
بعد از بیست سال تنها قطعه‌ای از استخوان پا به همراه تکه‌ای از پوتین عباس دروان به میهن بازگشت و روز دهم مردادماه سال 1381 خانواده آن را در شیراز به خاک سپردند.


(( وصیتنامه سردار سرلشکر پاسدار شهید مهندس مهدی باکری ))

بسم الله الرحمن الرحیم

یا الله یا محمد  یا علی  یا فاطمه  یا حسن  یا حسین
 یا علی یا محمد یا جعفر ، یا موسی ، یا علی یا محمد

 یا علی یا حسن یا مهدی (عج)

 و تو ای ولی مان یا روح الله و شما ای پیروان صادق شهیدان
          خدایا چگونه وصیتنامه بنویسم در حالیکه سراپا گناه و معصیت و سراپا تقصیر و نافرمانیم ، گرچه از رحمت و بخشش تو نا امید نیستم ولی ترسم از این است که نیامرزیده از دنیا بروم می ترسم رفتنم خالص نباشد و پذیرفته درگاهت نشوم . یا رب العفو . خدایا نمیرم در حالیکه از ما راضی نباشی ای وای که سیه روی خواهم بود . خدایا چقدر دوست داشتنی و پرستیدنی هستی هیهات نفهمیدم . خون باید میشدی و در رگهایم جریان می یافتی ، ... و سلولهایم یا رب یا رب می گفت . یا ابا عبدالله شفاعت ، آه چقدر لذت بخش است انسان آماده باشد برای دیدار ربش ولی چه کنم تهیدستم، خدایا قبولم کن ، سلام بر روح خدا نجات دهنده ما از عصر حاضر ، عصر ظلم و ستم ، عصر کفر و الحاد ، عصر مظلومیت اسلام و پیروان واقعیش، عزیزانم اگر شبانه روز شکرگزار خدا باشیم که سرباز راستین و صادق این نعمت شویم خطر وسوسه درونی و دنیا فریبی را شناخته و حذر باشیم که صدق نیت و خلوص در عمل تنها چاره‌ساز ماست، ای عاشقان ابا عبدالله بایستی شهادت را در آغوش گرفت ، و گونه ها بایستی از حرارت و شوقش سرخ شود و ضربان قلب تندتر بزند . بایستی محتوای فرامین امام را درک و عمل نمائیم تا بلکه قدری از تکلیف خود را در شکرگزاری بجا آورده باشیم .

          وصیت به مادر و خواهر و برادرانم و اهل فامیل ، بدانید اسلام تنها راه نجات و سعادت ماست ، همیشه بیاد خدا باشید و فرامین خدا را عمل کنید ، پشتیبان و از ته قلب مقلد امام باشید ، اهمیت زیادی به دعاها و مجالس یاد اباعبدالله و شهدا بدهید که راه سعادت و توشه آخرت است .

          همواره تربیت حسینی و زینبی بیابید ، و رسالت آنها را در رسالت خود بدانیم و فرزندان خود را نیز همانگونه تربیت دهید که سربازانی با ایمان و عاشق شهادت و علمدارانی صالح وارث حضرت ابوالفضل برای اسلام به بار آیند . از همه کسانی که از من رنجیده اند و حقی بر گردن من دارند طلب بخشش دارم و امیدوارم خداوند مرا با گناهان بسیار بیامرزد .

خدایا مرا پاکیزه بپذیر .
مهدی باکری
 

 

 

مؤسسه حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس لشگر31 مکانیزه عاشورا

 

سردار خیبر شهید حاج محمد ابراهیم همت

من خاك پای بسیجی‌ها هم نمی‌شوم . ای كاش من یك بسیجی بودم و در سنگر نبرد از آنان جدا نمی‌شدم .

 

شهيد ابوالفضل مختاري

امام زمان چشمان گنهکارم پر از اشک است، چه بسيار اشک ريخته‌ام فريادزده‌ام صدايت کرده‌ام، يابن‌الحسن (عج) گوشه چشمي بر من فکن، مهدي جان سخت حيرانم، رخسار چون ماهت را برايم بگشا زيرا که منتظرم.

شهید احمد كاظمی:

ما هر چه داریم از شهدا است

راه شهدا و قدمهایی كه آنها برداشته اند . مثل روز روشن است.

 

سید شهیدان اهل قلم شهید آوینی

پندار ما این است که ما مانده ایم و شهدا رفته اند اما حقیقت آنست که زمان ما را با خود برده و شهدا مانده اند

 

شهيد سيد مرتضي آويني

شهادت ذروه بلند تکامل انساني است و خون شهيد سبزينه حيات طيبه اخروي و تربت او دارالشفاي آزادگان، شهدا در جوار رحمت حق شاهدان محفل انس‌اند.

 

جزایر
استفاده از واژه جزیره در ایران تداعی کننده بخش‌های جنوبی کشور است در حالی که دریاچه اورمیه دارای 102 جزیره کوچک و بزرگ است که این جزایر به دلیل کنترل و حفاظت مداوم از حدود 30 سال پیش ارزش‌های طبیعی خود را تا حد زیادی حفظ کرده‌اند و زیستگاه مناسب انواع جانوران را تشکیل داده اند. مهم‌ترین جزایر دریاچه اورمیه عبارت‌اند از: کبودان (قیون داغی)، اسپیر، اشک، اسلامی (شاهی)، آرزو، آذر، ناهید، مهر، تخت و بردین. دریاچه طشک و بختگان نیز جزایر متعددی دارند، که مهم‌ترین آن جزیره نرگس در دریاچه طشک است.
خلیج فارس جزیره‌های بسیاری از نوع مسکونی و غیر مسکونی دارد که از نظر زیست محیطی دارای اهمیت ویژه‌ای هستند زیرا یک اکوسیستم جزیره‌ای در اثر جدا افتادن از سایر مناطق خشکی در طول سالیان متمادی به تکامل رسیده است.
بونه، قبر، ناخدا و دارا
این جزایر سه گانه در دهانه خورموسی از انباشت رسوبات تشکیل شده و فاقد سکنه دائمی هستند این جزایر محل تخمگذاری پرستوهای دریایی بوده و پهنه جزر و مد وسیعی دارند.
خارکو 
در شمال غربی بوشهر و جنوب شرقی گناوه قرار دارد که بزرگ‌ترین توده مرجانی ایران در اطراف آن است. زیستگاه مناسب برای آهو و تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست قرار دارد.
خارک
در جنوب جزیره خارکو بزرگترین پایانه نفتی ایران به عنوان پایانه صادراتی نقت و مواد نفتی بر روی جزیره خارک بنا شده است. این جزیره کاملا صنعتی است اما در اطراف آن توده آبسنگ‌های مرجانی وجود دارد و جمعیت آهو در آن قابل ملاحظه است.
عباسک
این جزیره به عنوان یک پهنه گلی داخل خلیج بوشهر واقع شده و به علت بافت زمین و جنس خاکش لم یزرع است.
فارسی
این جزیره در شمال جزیره عربی و جنوب بوشهر با فاصله زیاد از ساحل قرار گرفته است.
جبرین، نخیلووام‌الکرم
این جزایر در جنوب شهر بُردِخون و شرق بندر دیر در نزدیکی ساحل قرار دارند. این جزایر در واقع پهنه گلی وسیعی هستند که توسط آب کم عمقی از سواحل جدا شده‌اند.
لاوان
 جزیره نسبتاً بزرگی است که در جنوب بندر مقام در فاصله‌ای نه چندان دور از ساحل قرار دارد به طوری که به راحتی از ساحل قابل رؤیت است. این جزیره مسکونی دارای چند روستا است و بلندترین نقطه آن 70 متر ارتفاع دارد.
جزیره شیدور
جزیره شیدور یا شتور در شرق لاوان غیر مسکونی و تحت حفاظت ساطمان محیط زیست است.
جزیره هندورابی
این جزیره مسکونی با چندین روستا و اسکله کوچک در جنوب شرقی لاوان و غرب کیش قرار گرفته است. بلندترین نقطه آن حدود 30 متر ارتفاع دارد و اطراف آن توده‌های مرجانی مشاهده می‌شود.
کیش
جزیره‌ای توریستی و منطقه آزاد تجاری با پیشینه تاریخی طولانی، در جنوب بندر چارک است که تراکم فعالیت‌های صنعتی و تجاری بر روی آن تقریباً بیش از جزایر دیگر است. در این جزیره سال‌ها قبل تعدادی آهو رها سازی شده که اکنون جمعیت قابل ملاحظه‌ای پیدا کرده‌اند.
فارور (فرور بزرگ)
فارور يك جزيره غير مسكوني و در اختيار سازمان محيط زيست است. اين گنبد نمكي بزرگ در جنوب شرقي كيش و در جنوب بتدر لنگه قرار دارد. مرفتع ترين نقطه آن 150 متر ارتفاع دارد و از سواحل صخره‌اي برخورددار است. اين جزيره به علت داشتن مارهاي زياد به مارور نيز شهرت دارد. در جنوب آن جزيره فارور كوچك (بني فارور) قرار داد.
سيري
جزيره‌اي مسكوني در جنوب جزيره فارور شرق جزيره ابوموسي با تأسيسات نظامي و فروداه و انبارهاي نفتي با دو حلقه چاه بزرگ آب شيرين است.
ابوموسي
در اطراف اين جزيره مرجاني وجود دارد و بلندترين نقطه ا” 34 متر است و تأسيسات و پادگان ةاي نظامي در آن واقع شده.
تنب بزرگ
اين جزيره در شمال جزيره ابوموس جنوب شرقي بندر لنگه و جنوب قشم واقع است سكنه بومي ايراني دارد و توده‌هاي مرجاني اطراف آن ديده مي‌شود. مارهاي سمي و كوچك در اين جزيره به وفور وجود دادر.
تنب كوچك
در شرق جزيره نتب بزرگ قرار دارد غير مسكوني و بسيار كوچك است در اطراف اين جزيره نيز توده هاي مرجاني ديده مي‌شود
قشم
وسع ترين و در عين حال زيباترين پهنه خشكي ميان آب كشور است . اين جزيره داخل تنگه هرمز قرار گرفته و تنگه خوران را در شمال خود به وجو آورده است. اين جزيره نيز مانند كيش توريستي و منطقه آزاد تجاري است. جزيره قشم از چندين بندر تجاري و اسكله هاي متعددي برخوردار است كه بر اهميت تجاري آن افزوده است.
هنگام
در جنوب جزيره قشم و در فاصله اندگي از آن جزيره هنگام واقع شده است. چند روستا و شهر در آن وجود دارد. اين جزيره كاملا بر تنگه هرمز تسلط دارد
لارك
اين جزيره در داخل تنگه هرمز و جنور قشم با دو روستا و سكنه بومي واقع شده است و در اطراف‌ آن آبسنگ‌هاي مرجاني ديده مي‌شود.
هرمز
شرقي‌ترين جزيره ايران در شمال شرقي قشم و در جنوب بندر عباس واقع شده است. داراي جمعيت مسكوني قابل توجهي است. اين جزيره يك گنبد نمحكي با ارتفاع حداكثر 18 متر است كه به طور عمده سواحل صخره‌اي دارد. گذشته از اين جزاير كوچك و بزرگ بسياري از پيکره نجد ايران در خليج فارس قرار گرفته‌اند.

 

جزیره فرور بزرگ در خلیج فارس

 

 جزیره فارور(فرور):1
جزیره فاروریکی دیگرازجزایرایرانی خلیج فارس است که درشمال جزیره سری و جنوب شرقی جزیره کیش وجنوب غربی بندرلنگه قرار گرفته است.اهالی باین جزیره فرور (بضم ف) می گویند.
دریادار بایندردر صفحه (65) کتاب خلیج فارس چاپ سال 1317،چنین نوشته است:
((کرانه شمالی آن 23 کیلومتری جنوب رأس نخیلوقرارگرفته دارای ارتفاعات آتش فشانی است که به 145 متر میرسد طول آن 7کیلومتر وعرض آن 5/4 کیلومتر میباشد جمعیت آن در 50 نفر و شغل آنها ماهیگیری وصید مروارید میباشد.ارتباط با کرانه لنگه وعمان داشته وتوسط کرجی بادی میباشد)).بنا به نوشته اسمعیل نورزاده بوشهری،عمق دریا دراطراف آن درحدود (6) قامت است.در صفحه (61) جلد هفتم کتاب فرهنگ جغرافیایی ایران چاپ خرداد سال 1330 درباره جزیره فارور چنین آمده است.
((جزیره فرور JAZIREH FORVR جزیره از دهستان مرزوقی بخش لنگه شهرستان لار 50ک جنوب باختر لنگه در خلیج فارس- طول آن 7وعرض 5/4 کیلومتر.
آقای اقبال یغمائی در صفحه(83) کتاب خلیج فارس – تحت عنوان جزیره فرور،جزیره پرفروغ می نویسد: ((این جزیره که از سنگهای آتشفشانی تشکیل شده،در جنوب باختری بندر لنگه واقع است.چون عمق آب پیرامون جزیره زیاد است،نزدیک شدن کشتیهای بزرگ میسر است،طولش هفت وعرضش چهار کیلومترونیم است.بلندترین نقطه فرور،148 متر ارتفاع دارد.جزیره غیرمسکون وکوچک بنی فروردرپانزده کیلومتری جانب جنوب غربی این جزیره است))…
عمق آب و لنگرگاه ها:
جزیره فاروردارای سواحل عمیق ومناسبی برای لنگرانداختن کشتی هاست،آقای رزم آرا،پیرامون لنگرگاه های این جزیره چنین می نویسد:
((عمق دریا دراطراف این جزیره بسیارزیاد ورنگ آب کدروتیره است، کشتیهای بزرگ خیلی به کرانه می توانند نزدیک شوند.درخاور جزیره، 300متری کرانه،عمق آب از(30) متر متجاوزاست ودرباختر جزیره در 200 متری کرانه،عمق آب به 11 متر ودر 500 متری کرانه این عمق به 44 متر وبیشتر میرسد.قعر دریا همه جا سنگی یاشنی است وبدین علت جهت لنگر انداختن مساعد نیست.شدت جزرومد در اطراف این جزیره زیاد است))2
کناره ها واطراف جزیره فارور:
((اطراف این جزیره مخصوصاً کرانه های شمالی وشرقی وجنوبی آن سراشیب میباشند.چندین سنگ مجزا که بعضی ازآنها بیرون ازسطح آب و بقیه درزیرسطح آب میباشند درنزدیکی کناره غربی جزیره قرار دارند.
دراین جزیره دودهکده وجوددارند،دهکده بزرگتردرشرق جزیره وبه روی بسترخشک رودخانه ای بنا شده است.دردوطرف آن صخره هایی بارتفاع 50پا(15/2)قرار دارند ونخلهایی در اطراف دهکده بچشم میخورند.دهکده دیگرکه ازچندین کلبه سنگی وگلی تشکیل شده ودر نزدیکی پوزه جنوبی جزیره قراردارد.درنیم میلی شرق این دهکده ودر روی زمین مرتفعی اداره گمرگ قرار دارد که ساختمانی است چهارگوش وسنگی.
سواحل جزیره اکثرا ً سنگلاخ میباشند ودرپشت آنها صخره هایی بچشم میخورند،دربعضی نقاط نیزخلیج هایی کوچک شنی وجود دارند.بهترین نقطه برای پیاده شدن به جزیره در سواحل شنی درمقابل دودهکده نامبرده فوق میباشد.دراین جزیره آهوهای زیادی وجود دارند ودر آبهای اطراف آن ماهی فراوان میباشد)).3
ارتفاع بلندترین نقطه جزیره از سطح دریا (200)متر میباشد،در (19) کیلومتری جنوب آن جزیره دیگری واقع است که فاقد سکنه است در سال های 25 تا 1330 شمسی در حدود (100) نفردر جزیره فارور زندگی می کردند که شغل عمده آنها صید ماهی ومروارید بوده ولی اینک از سکنه بومی تهی است ...
پوشش گیاهی وحیوانات جزیره:
پوشش گیاهی جزیره نسبتاخوب است وبیشترازنوع گرامینه(گندمیان)وجان کاسه(جگن)و(شور) ودرختانی نظیر کرت(فتح ک ر)- کنار (ضم ک)- کهور (ضم ک-ه)-لور(ضم ل)ونخل می باشد.پوشش گیاهی جزیره در حدود 65 در صد است.
پی نوشت ها:
1-JAZIREH . FARUR
2.جلد اول کتاب سمینار خلیج فارس _ص (66)
3.جلد اول ترجمه کتاب راهنمای خلیج فارس _ص (145)

اهميّت خدمت به پدر و مادر

مرحوم نهاوندى با ذكر اسامى متعدّدى از علماء ، سند اين قضيّه را مى‏رساند به آقا شيخ باقر نجفى كه او نيز از شخص صادقى نقل مى‏كند كه : يكى از اهالى نجف اشرف كه شغل او دلاّكى بود پدر پيرى داشت كه همواره در خدمت آن پدر بود

 و از خدمتگزارى در حقّ او كوتاهى نمى‏كرد تا آنجا كه حتّى وقتى پدر براى قضاى حاجت به مستراح مى‏رفت او برايش آب مى‏آورد و منتظر مى‏ايستاد تا وقتى فارغ مى‏شد او را به اطاقش بر مى‏گردانيد ، و خلاصه در ادب و خدمت به پدر زبانزد خاصّ و عام بود و هرگز او را تنها نمى‏گذاشت ، مگر در شبهاى چهارشنبه كه براى انجام اعمال مسجد سهله به آن مكان مقدّس مى‏رفت ، امّا پس از مدّتى رفتن به مسجد سهله را نيز ترك كرد ، آن شخص راوى گويد : من از او سؤال كردم به چه علّت ديگر به مسجد سهله نمى‏روى؟
 گفت : من چهل شب چهارشنبه به آن مسجد مقدّس رفتم ، و چون شب چهلم شد نزديك مغرب به قصد مسجد تنها حركت كردم و در بين راه شب شد ، و آن شب شب مهتابى بود ، ثلثى از راه را رفته بودم كه ديدم عربى سوار بر اسب است و به طرف من مى‏آيد با خود گفتم اكنون اين سوار مرا برهنه مى‏كند و اموالم را به سرقت مى‏برد ، چون به من رسيد به زبان عربى بدوى با من سخن گفت و از من سؤال كرد كجا مى‏روى؟ گفتم : به مسجد سهله مى‏روم ، فرمود : آيا چيزى براى خوردن همراه دارى؟ گفتم : نه ، فرمود : دست خود را داخل جيبت كن ، گفتم : در آن چيزى نيست ، مرتبه ديگر فرمود ، امّا اين دفعه با تندى ، من دستم را داخل جيبم كردم ديدم مقدارى كشمش در آن بود كه من آنها را براى فرزندانم خريده بودم و فراموش كرده بودم كه كشمشها را به بچّه‏ها بدهم ، آنگاه به من فرمود : اوصيك بالعود و بالعود و اين سخن را سه مرتبه تكرار فرمود ، ( و عود به زبان عربى بدوى يعنى پدر پير ) يعنى تو را وصيّت و سفارش مى‏كنم به پدر پيرت ، آنگاه بعد از اين فرمايشات از نظرم غائب شد ، فهميدم كه او مهدى‏عليه السلام بود ، و نيز دانستم كه آن حضرت راضى نيست من حتّى براى رفتن به مسجد سهله پدر پيرم را تنها بگذارم ، پس من ديگر به مسجد سهله نرفتم .
 مرحوم نهاوندى بعد از نقل اين حكايت مى‏فرمايد : من اين حكايت را از يكى از علماء معروف نجف اشرف نيز شنيدم .